أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

230

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نرسد ؛ و خازن وى فريشته ايست كه او را « ارزين » « 1 » گويند و آن خانه از ياقوت سرخ است ، در عهد آدم عليه السّلام خداى تعالى آن را به زمين فرستاد آنگه بروزگار طوفان نوح عليه السّلام فرمود تا بر آسمان بردند « 2 » و آبادانى آن بكثرت زائران و نمازكنان و طواف‌كنان « 3 » باشد . حسن بصرى گفت كه : اين خانهء كعبه است اوّلين خانه ايست « 4 » كه در زمين بنهادند و معمور است بمردمان و خداى تعالى آن را هر سال عمارت فرمايد « 5 » و بحرمت آسمانهء « 6 » برداشته يعنى آسمان دنيا كه بمنزلت سقف است زمين را ، و بحقّ درياى « 7 »

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ « لين » و در منهج الصادقين : « زرين » ؛ أهل تحقيق خودشان رسيدگى كنند . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « برند » : ( 3 ) - در بعضى نسخ : « طواف كنندگان » . ( 4 ) - در غالب نسخ به صورت : « خانهء است » ضبط شده . ( 5 ) - در غالب نسخ : « فرمود » و در نسخ خطّى و چاپى تفسير ابو الفتوح ( ره ) « كند » . ( 6 ) - اين كلمه در همهء نسخ اين تفسير ( باستثناى يك نسخه كه در آن كما فى المتن است ) و نيز در همهء نسخ تفسير ابو الفتوح رازى ( ره ) اعمّ از چاپى و خطّى : « آسمان » ضبط شده است و قياسا تصحيح شد مىدانى در السامى فى الاسامى ( ص 106 چاپ ايران بسال 1265 ) گفته : « سقف البيت و سماؤه و سمكه و عرشه آسمانهء خانه » ابن خلف تبريزى در برهان قاطع گفته : « آسمانه بر وزن آستانه سقف خانه را گويند صاحب غياث - اللغات گفته : « آسمانه سقف خانه » و در فرهنگ رشيدى مذكور است : « آسمانه سقف خانه كه نسبت به آسمان دارد باعتبار بلندى » و در لغت فرس اسدى طوسى و لغت آنندراج بذكر اين معنى با شواهد شعرى پرداخته‌اند و در مجلّد اوّل اين تفسير نيز يعنى در مقدّمهء كتاب اين لفظ به كار رفته و بمعنى آن در ذيل صفحه اشاره كرده‌ايم ( رجوع شود بص 1 ) . و مىتواند بود كه نظر به آنكه مراد از « السقف المرفوع » آسمان است يا آنكه آسمان نيز يكى از معانى « سقف » است چنان كه در منتهى الارب گفته : « سقف بالفتح آسمانهء خانه ؛ سقوف و سقف ككتب جمع و آسمان » در تفاسير چنين ضبط شده باشد ؛ و اللّه أعلم . ( 7 ) - در نسخهء قديم بهاء در آخر يعنى « درياه » و در ساير نسخ : « درياء » يعنى بهمزه در آخر .