أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
203
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
تا هيچ خلاصى و گريزى مىيابيد از عذاب خداى و از مرگ [ إِنَّ فِي ذلِكَ ] بدرستى كه درينچه ذكر كرده شد ياد دادنى و موعظتى است آنكس را كه ويرا دلى هست يعنى عقلى . و بدل كنايت كرد از عقل براى و آنكه دل محلّ علم و ذكر و فكر ، و هر كه ويرا اين نباشد بمثابهء آن باشد كه خود دل ندارد . شبلى گفت : دلى حاضر فرمانهاى خداى تعالى را كه يك ساعت ازو غافل نباشد قتاده گفت : دلى ثابت اگرچه صفت قلب تقلّب است و ليكن مراد به اين دلى باشد مستقرّ كه از خداى تعالى بر نگردد در سرّاء و ضرّاء يا بيندازد گوش خود را يعنى گوش با شنيدن قرآن كند و او حاضر باشد يعنى دلش بذكر و فكر آنچه مىشنود مشغول باشد . [ سوره ق ( 50 ) : آيات 38 تا 40 ] وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ ( 38 ) فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ ( 39 ) وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ ( 40 ) ما آسمانها را و زمين را بيافريديم و آنچه در ميان آنست از كوه و دريا در مقدار شش روز و بما هيچ رنجى و خستگئى « 1 » نرسيد آيت در جهودان آمد كه پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند : يا محمّد ما را خبر ده تا خداى تعالى درين شش روز چه آفريد ؟ - گفت : يكشنبه و دوشنبه زمينها بيافريد و روز سه شنبه كوهها و روز چهارشنبه آبها و روز پنجشنبه آسمانها و فرشتگان را تا بسه ساعت از روز آدينه - و در اوّل ساعت از ساعات آدينه آجال پديد كرد و در دوّم آفات و در سيّم آدم را بيافريد گفتند : راست گفتى . اگر تمام بگوئى گفت : تمام چيست ؟ - گفتند : ثم استراح يوم السّبت و الستلقى
--> ( 1 ) - در نسخهء براون : « هيچ رنجى و سختى » .