أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

176

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مردار بخوريد ، گفتند : يا رسول اللّه تن و جان ما فداى تو باد مردار چگونه خوريم ؟ - گفت : شما گوشت ماغر خورديد و آن بدترست ازين نمىدانيد كه او در جويهاى بهشت مىغلطد . انس بن مالك روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : شب معراج كه مرا به آسمان بردند بجماعتى بگذشتم كه ايشان را ناخن و چنگال بود از مس و روى خود را مىخراشيدند بچنگالها گفتم : اينان كيستند ؟ - گفتند : آنانند كه در دار دنيا گوشت مردم خوردندى و در أعراض ايشان وقيعت « 1 » كردندى و غيبت مردم كردندى . جابر و ابو سعيد روايت كردند كه : غيبت از زنا كردن سخت‌تر است براى آنكه زانى از زنا توبه كند توبهء وى قبول كنند و توبهء غيبت كننده قبول نباشد تا مغتاب ويرا حلال نكند . در خبرست كه : عيسى مريم عليهما السّلام روزى اصحاب خود را گفت : چه مىگوئيد اگر باد بر آيد و جامهء از عورت يكى از شما بردارد چه كنيد ؟ - گفتند : جامه بر وى پوشيم ، گفت : لا بل « 2 » كه شما از آن نه‌ايد كه چنين كنيد ، شما از آنانيد كه جامه را از وى دور تر گردانيد و اين مثلى بود كه زد مردى را كه غيبت كسى مىكنند با او و او يارى ميدهد بر آن و زيادت مىكند آنگه خداى تعالى گفت : [ وَ اتَّقُوا اللَّهَ ] و از خداى تعالى بترسيد و از معاصى توبه كنيد كه خداى تعالى توبه پذيرنده و درست كار و درست گفتارست . [ سوره الحجرات ( 49 ) : آيه 13 ] يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ( 13 )

--> ( 1 ) - - « وقيعت » در اينجا بمعنى غيبت است . ( 2 ) - - « لا بل » كه بطور وفور در سراسر اين تفسير به كار رفته است همان است كه ما در فارسى به دو كلمهء « نه كه » به كار ميبريم يعنى از معنى منفى اضراب كرده و بمعنى مثبت برمىگردانيم مثلا سعدى گويد : « نه اين ريسمان مىبرد با منش * كه احسان كمنديست در گردنش » . يعنى آن را اين ريسمان با من نمىآورد بلكه كمند احسان آن را با من مىآورد ؛ بارى استعمال « لا بل » در كتب قدماء فراوانست و از آن جمله است اين بيت رودكى : « مرا بسود و فرو ريخت هر چه دندان بود * نبود دندان لا بل چراغ تابان بود » . يعنى دندان نبود بلكه چراغ درخشان بود .