أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

175

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بهتان باشد . ابو هريره گفت : پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضر بوديم مردى حاضر بود برخاست و درو ضعفى بود قومى گفتند : عاجز مردى است اين مرد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : غيبت كرديد و گوشت او خورديد آنگه خداى تعالى فرمود و گفت : اى « 1 » يكى از شما خواهد و دوست دارد كه گوشت برادرش خورد در آن حال كه وى مرده باشد ؟ ! شما اين را كاره باشيد به همه حال رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : السّامع للغيبة أحد المغتابين ، شنوندهء غيبت يكى از جملهء غيبت كنندگانست . حكايت كرده‌اند از بعضى صالحان كه : گفت : در فلان گورستان نشسته بودم مردى جوان و جلد بر ما بگذشت گفتم : اين و امثال اين و بال مردمان‌اند چون شب در آمد بخفتم در خواب ديدم كه آن مرد را بياوردند بر جنازهء نهاده و پيش من بنهادند و كاردى بدست من دادند و مرا گفتند : پاره كن و بخور ، گفتم : يا سبحان اللّه چند سالست كه من گوشت حيوان نخورده‌ام گوشت مردار چگونه خورم ؟ ! گفتند : چرا غيبت كردى اين مرد را ؟ - گفتم : توبه كردم ، و يك سال بدان گورستان آمد و شد مىكردم تا باشد كه آن برنا را ببينم و از وى حلالى خواهم و پس از يك سال ويرا ديدم پيش از آنكه من سخن گويم وى ابتدا كرد و گفت : توبه كردى ؟ - گفتم : آرى ، گفت : برو با جاى خود اى پسر عمّ « 2 » . ابو هريره گفت : ماغر بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد بر خويشتن گواهى داد سه بار بزنا ؛ و هر بارى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از وى روى بگردانيد بار چهارم صحابه گفتند : يا ماغر اگر ديگر بار بگوئى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ترا رجم فرمايد گفت : آن خود براى اين مىگويم زنيت يا رسول اللّه « 3 » مرا پاك گردان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود تا ويرا رجم كردند پس رسول به دو مرد بگذشت كه حديث ماغر مىكردند يكى مىگفت مرد ديگرى را كه : ديدى كه ماغر چه كرد خويشتن را رسوا كرد تا رجم كردند ويرا چنان كه سگ را و خداى تعالى پرده برو پوشيده بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با ايشان هيچ سخن نگفت ايشان برخاستند و از پى رسول برفتند بخرابهء رسيدند خرى مرده آنجا افكنده بود « 4 » رسول گفت : برويد و آن

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « هى » و هر دو بيك معنى است كه « آيا » باشد . ( 2 ) - كذا در نسخ ؛ ارباب دقّت نظر خودشان بمقام تحقيق آن برآيند . ( 3 ) - يعنى زنا كرده‌ام يا رسول اللّه . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « افتاده بود » .