أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
165
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كند ، اگر وى شما را طاعت دارد و آنچه شما فرمائيد آن را اجابت كند « 1 » در بسيارى كارها شما در بزه افتيد براى آنكه شما بر رأى و هوى « 2 » و عصبيّت كار كنيد و گوئيد و ليكن خداى تعالى ايمان را بر شما دوست گردانيد و در دل شما مزيّن گردانيد و كفر و فسق را مكروه گردانيد بر شما . و از جملهء الطاف وعدهء ثواب است بر ايمان و طاعت ، و وعيد عقاب است بر كفر و معصيت ؛ و لا بدّ آن داعى باشد بفعل ايمان ، و صارف بود از فعل قبيح ، آنها كه صفت ايشان اين است مصلحان و راه يافتگاناند و اينچه « 3 » با شما كرد فضلى و نعمتى است از وى ، و بارى تعالى دانا و محكم كارست . [ سوره الحجرات ( 49 ) : آيات 9 تا 10 ] وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ( 9 ) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ( 10 ) بيشترين مفسّران گفتند كه : سبب نزول آيت آن بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يك روز بر مجلسى از مجالس أنصار باستاد بر دراز گوشى نشسته ، چهار پاى بول كرد ، عبد اللّه أبىّ سلول دست بر بينى گرفت و گفت : اين خر را از پيش ما ببر كه ما را رنجور كرد عبد اللّه رواحه گفت : دست بر بينى مىنهى از بوى بول چهار پاى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بوى او خوشتر است از بوى تو ، براى عبد اللّه أبىّ مردى خشم گرفت و سخنى گفت و براى عبد اللّه رواحه از قوم او مردى خشم گرفت و سخنى گفت و گفت و گوى در ميان ايشان افتاد و يكديگر را دشنام دادند و بدست و نعل « 4 » درهم افتادند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نتوانست كه ايشان را باز دارد خداى تعالى اين آيت فرستاد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ايشان خواند كه ايشان باز استادند و خاموش گشتند بشير بن « 5 » النعمان
--> ( 1 ) - جملهء « اجابت كند » عطف تفسير است بجملهء « طاعت دارد » زيرا ميان اين دو تعبير فرق است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و قوله [ لَوْ يُطِيعُكُمْ ] بمعنى « لو يجيبكم » است ؛ براى آنكه طاعت از آنكس بود كه فرودتر باشد در رتبت و رسول ( ص ) فوق ماست در منزلت ؛ چون موافقت مراد ما مىكند او را « مجيب » خوانند « مطيع » نخوانند الّا بر مجاز ؛ چنان كه نگويند : أطاع اللّه فلا نأفى كذا ؛ انّما يقال : أجابه إليه ، و « طاعت » در برابر امر بود بر عكس « اجابت » و اين بيان رفته است پيش ازين . » ( 2 ) - در چند نسخه : « بر رأى هوى » . ( 3 ) - در نسخ نو نويس : « و آنچه » . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « و بغل » . ( 5 ) - در بعضى نسخ : « بشر » ؛ طالب تحقيق خودش بمقام آن برآيد .