أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
131
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و زمين و در تحت تصرّف و قدرت وى است ؛ بيامرزد آن را كه خواهد بعدل خود ؛ و عذاب كند آن را كه خواهد ، و خداى تعالى آمرزنده و مهربان است . [ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 15 تا 16 ] سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلى مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ذَرُونا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونا كَذلِكُمْ قالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنا بَلْ كانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ( 15 ) قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا كَما تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً ( 16 ) زود بود كه گويند متخلّفان و باز پس استادگان آنگه كه شما برويد تا غنيمت خيبر بدست آريد گويند كه : ما را بگذاريد تا با شما بيائيم و بر عقب شما باشيم خداى تعالى گفت : ايشان ميخواهند تا سخن خداى تعالى دگرگون كنند يعنى وعدهء كه اهل حديبيه را داد خاصّ بغنيمت خيبر بعوض غنيمت مكّه بگو اى محمّد كه : شما هرگز متابعت ما نكنيد و از پس ما نيائيد همچنين گفته است خداى تعالى پيش ازين يعنى روز حديبيه كه غنيمت خيبر كسانى راست كه بحديبيه حاضر شدند « 1 » و كس را با ايشان در آن شركتى نباشد [ فَسَيَقُولُونَ ] پس زود بود كه گويند : نه كه شما بر ما حسد ميبريد نمىخواهيد كه ما را از غنيمت نصيبى باشد نه كه ايشان در نمىيابند و نمىدانند الّا اندكى از كارهاى دين نه كارهاى دنيا [ قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ ] بگو اى محمّد اين باز پس ماندگان را از عربان كه : زود باشد و بسى « 2 » برنيايد كه شما را دعوت كنند و باز خوانند با قتال قومى خداوندان شجاعت و سختى كارزار ؛ با ايشان قتال كنيد تا « 3 » اسلام آرند
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « شوند » . ( 2 ) - در نسخهء قديم : « بس » . ( 3 ) - در چند نسخه : « يا » و اين اختلاف نسخه مبنى بر اختلاف قرائت است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ ] شما با ايشان قتال كنيد تا اسلام آرند عامّهء قراء خواندند [ أَوْ يُسْلِمُونَ ] در محلّ رفع عطفا على قوله [ تُقاتِلُونَهُمْ ] در مصحف أبىّ هست : [ أو يسلموا ] در محلّ نصب بمعنى « إلى أن يسلموا » او « إلّا أن يسلموا » كقولهم : لالزمنّك أو تعطينى حقّى و كقول امرئ القيس [ أو تموت فتعذرا ] » .