أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
132
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و گردن نهند . سعيد جبير گفت : هوازن و ثقيفاند عبد اللّه عبّاس و مجاهد گفتند : پارسياناند . كعب گفت : رومياناند ، بعضى گفتند : اصحاب مسيلمهء كذّاب بودند رافع بن خديج گفت : ما اين آيت ميخوانديم و ندانستيم كه كرا مىخواهد تا در عهد ابو بكر ما را بقتال بنو حنيفه خواندند [ فَإِنْ تُطِيعُوا ] پس اگر فرمان بريد و طاعت داريد خداى تعالى را خداى شما را مزدى نيكو بدهد ، و اگر بر گرديد چنان كه پيش از اين برگشتيد يعنى روز حديبيه « 1 » خداى شما را عذاب كند عذابى دردناك . [ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 17 تا 19 ] لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً ( 17 ) لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً ( 18 ) وَ مَغانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَها وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ( 19 ) چون اين آيت آمد اصحاب عاهات و معذوران گفتند : فما بالنا يا رسول اللّه ، پس حال ما چگونه باشد ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : بر نابينا حرجى و ضيقى نيست و نه عقوبتى و نه بر كسى كه لنگ باشد و نه بر بيمار و هر كه او خداى تعالى را طاعت دارد و رسولش را فرمان برد او را در بهشتهائى برد كه در زير درختان آن جويهاى آب روان باشد و هر كه برگردد خداى تعالى او را عذاب كند عذابى دردناك . [ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ ] بدرستى كه خداى تعالى راضى شد از مؤمنان چون ترا بيعت كردند در زير آن درخت سمره و سبب اين بيعت آن بود كه : رسول خداى تعالى چون بحديبيه فرود آمد مردى را از خزاعه بفرستاد نام او خداش بن اميّه بمكّه تا اشراف قريش را بگويد تا وى بچه كار مىآيد و شتر خود به او داد شترى كه آن را ثعلب خواندندى چون بيامد و پيغام بگزارد اشترش را پى كردند و قصد كشتن وى كردند احابيش حمايت وى كردند او بازگشت و رسول را خبر داد از آنچه رفته بود
--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « حديبية كدويهية و وقد تشدّد چاهيست نزديك مكّه حرسها اللّه تعالى ، يا نام درختى خميده كه در آنجا بود » .