أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
14
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آن چاه بود كه ايشان فرود آمده بودند به زمين فرو برد با جملهء آنان كه آنجا بودند از آدمى و چهار پايان و مالهائى كه داشتند . بعضى ديگر گفتند چون سعيد جبير و ابن الكلبى كه ايشان بقيّهء قوم صالح بودند خداى تعالى پيغمبرى را بايشان فرستاد نام او حنظلة بن صفوان و به زمين ايشان كوهى بود بلند آن را فتح گفتندى « 1 » سيمرغ آنجا مأوى داشت و او مرغى است كه ازو بزرگتر مرغى نباشد و هيچ رنگى نباشد تا برو نباشد ؛ و او را گردنى دراز بود عنقايش براى اين خوانند . او از آن كوه در آمدى و هر مرغى كه ديدى صيد كردى روزى هيچ مرغ را نيافت كودكى را ديد كوچك ، بربود و ببرد روز ديگر دخترى را ببرد و آن قوم شكايت اين مرغ را با پيغمبر كردند او دعا كرد و گفت : اللّهم خذها و اقطع نسلها ؛ بار خدايا او را بگير و نسلش را منقطع گردان ، صاعقهء بيامد و او را بسوخت و ازو هيچ نسل نماند پس از آن ، آن قوم عاصى شدند و پيغمبر خود را بكشتند خداى تعالى ايشان را هلاك كرد . كعب الاحبار گفت : اصحاب الرّسّ اصحاب يس بودند و « رس » نام چاهى است بانطاكيه كه ايشان را بود حبيب النجّار را كه مؤمن آل يس بود بكشتند و در آن چاه انداختند . امام زين العابدين از پدر خويش از علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام روايت كرد « 2 » مردى از بزرگان بنى تميم نزد او آمد و ازو پرسيد كه : اصحاب الرّسّ كهاند ؟ و در كدام عصر بودند ؟ و پيغمبر ايشان كه بود ؟ و جاى ايشان كجا بود ؟ و بچه چيز هلاك شدند ؟ كه من در كتاب خداى ذكر ايشان مىيابم و خبر ايشان نميدانم امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : مرا چيزى پرسيدى كه كسى از من نپرسيده است پيش از اين و كسى ترا خبر ندهد پس ازين ؛ بدان اى اخا تميم كه ايشان گروهى بودند كه درخت صنوبر پرستيدندى و آن درخت را « شاه درخت » خواندندى و آن را يافث بن نوح كشته بود بر كنار چشمهء كه آن را دوشاب گفتندى و آن چشمه را براى نوح گشادند پس از طوفان ،
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ مانند تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « گفتند » . ( 2 ) - بايد دانست كه صدوق ( ره ) اين حديث را در علل الشرايع و عيون الاخبار نقل كرده و ثعلبى نيز از علماى عامّه آن را در عرائس نقل نموده و طالب تفصيل رجوع كند بمجلّد خامس بحار « باب قصّة اصحاب الرسّ و حنظلة » ( ص 368 - 369 چاپ امين الضرب ) و طالب ترجمهء آن بقلم مجلسى ( ره ) رجوع كند بحياة القلوب بباب قصّهء اصحاب رسّ .