أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

11

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و مصحف آويزد و درو ننگرد و تعهّد نكند روز قيامت درو درآويزد و گويد : بار خدايا اين بنده مرا مهجور كرد از ميان من و او حكم كن و اين بر سبيل توسّع و تمثّل گفت : [ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 31 تا 34 ] وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً ( 31 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلاً ( 32 ) وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً ( 33 ) الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ إِلى جَهَنَّمَ أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلاً ( 34 ) حق سبحانه و تعالى بر سبيل تسلّى و دلخوشى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفت : آرى همچنين بوده‌اند پيغمبرانى كه پيش از تو بودند هر يكى در بلا و عداوت و دشمنى قوم خود درمانده بودند معنى [ جعلنا ] حكمنا و سمّينا باشد يعنى ما براى هر پيغمبرى حكم كرديم و نام برديم دشمنى از گناهكاران يعنى كافران و حكم و تسميه تبع محكوم « 1 » و مسمّى باشد و خداى تو بسنده است و بس است ترا راه نماينده و هادى آنگه حكايت كرد از آنچه كافران كردند و گفتند ؛ گفت كه كافران گفتند كه : چرا قرآن را بيكبار و بيكدفعه بمحمّد نفرستادند چنانچه توراة و انجيل و زبور را فرستادند خداى تعالى گفت : همچنين است يعنى ما اين قرآن را پراكنده و آيت آيت و سوره سوره فرستاديم تا دل ترا به آن ثابت گردانيم و قوى كنيم تا ترا آسان باشد ياد گرفتن آن كه اگر بيكدفعه بودى بر تو دشوار بودى . بعضى از علما گفتند : خداى تعالى براى آن قرآن را متفرّق فرستاد كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيغمبرى بود امّى و نميتوانست كه از كتابى خواند چنان كه پيغمبران خواندند بعضى ديگر گفتند كه : درو ناسخ و منسوخ خواست بودن نشايست بيكبار فرستادن « 2 » ، چنان

--> ( 1 ) - در چند نسخه : « محكم » و متن موافق عبارت ابو الفتوح ( ره ) است . در بعضى نسخ : « حكم » و در بعضى ديگر : « محكم » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) بعد از نقل اين وجوه در تفسير خود گفته : « و جواب درست از اين آنست كه : مصلحت در باب انزال قرآن معتبر است چون مصلحت در تفريق او بود بيك بار نشايست فرستادن و حق تعالى اشارت به اين معنى فرمود فى قوله : [ كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ ] همچنين تا دل تو به آن بر جا نگاهداريم و اين معنى لطف است و گفتند : معنى آنست تا بر تو آسان بود حفظ و يادگرفتن آن » .