أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

12

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كرد كه چون ناسخ درآمد حكم منسوخ برداشت « 1 » [ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا ] و ما آن را گشاده كرديم و هويدا و روشن گردانيديم بتفسير و تأويل . و گفتند كه : « ترتيل » آن بود كه حروفها ظاهر گردانند و مدّات و تشديدات هويدا كنند . آنگه گفت : [ وَ لا يَأْتُونَكَ ] و نيارند به تو هيچ مثلى و هيچ سؤالى عجيب‌تر كه پندارى كه مثل است در بطلان الّا كه ما آوريم « 2 » به تو جواب حق را در بطلان آن كه از آن هيچ گزيرى نبود ايشان را و نيكوتر در معنى يعنى فرستادن قرآن آيت آيت و سوره سوره و تحدّى به آن در باب اعجاز داخل‌تر بود از آنكه بيكدفعه فرستادى و گفتند كه « 3 » : معنى اينست كه اين كافران هيچ مثلى نيارند تا كار تو به آن باطل كنند يا وهمى درو پديد آرند إلّا كه ما حقّى بياريم كه مثل ايشان را باطل گرداند و تفسيرى و بيانى نيكوتر آريم آنگه حال مشركان را در مآل شرح داد و گفت : [ الَّذِينَ يُحْشَرُونَ ] آنان كه ايشان را حشر كنند و برانگيزند و بر روى بكشندشان تا بدوزخ و كشان كشان بر روى بدوزخشان برند ايشان بدترين خلقانند . ابو هريره از برسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : خلقان را روز قيامت بر سه گروه حشر كنند : گروهى سواران باشند ، و گروهى پيادگان كه بقدم خود ميروند رفتنى تيز ، و گروهى را بر وى ميكشند . [ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 35 تا 40 ] وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِيراً ( 35 ) فَقُلْنَا اذْهَبا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَدَمَّرْناهُمْ تَدْمِيراً ( 36 ) وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْناهُمْ وَ جَعَلْناهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَ أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ عَذاباً أَلِيماً ( 37 ) وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ أَصْحابَ الرَّسِّ وَ قُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثِيراً ( 38 ) وَ كُلاًّ ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ وَ كُلاًّ تَبَّرْنا تَتْبِيراً ( 39 ) وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً ( 40 )

--> ( 1 ) - در اين تعبير تعريض است بابو الفتوح ( ره ) كه در تفسير خود چنين گفته : « آنكه گفت : اين كافران مثلى نيارند به تو و مثلى نزنند تا كار تو به آن باطل كنند يا وهمى درو پديد آرند الّا و ما حقّى بياريم كه آن مثل ايشان را باطل گرداند در نيكوتر تفسيرى و بيانى ؛ آنگه وصف آن مشركان كرد و شرح ايشان در مآل شرح داد » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « آورديم » . ( 3 ) - پوشيده نماناد ابو الفتوح ( ره ) در اينجا اشعار بسيار نقل كرده و حديث مذكور . در متن را نيز با ترجمه ياد نموده پس گفته : « بحقيقت دان كه هر دوستى و دشمنى كه نه براى خدا باشد آن عاقبت پشيمانى بار آرد لقوله صلّى اللّه عليه و آله : الحبّ فى اللّه و البغض فى اللّه ؛ دوستى و دشمنى براى خدا بايد كرد ؛ قال اللّه تعالى : الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ ؛ هر دوستى كه نه براى خدا باشد و بال بود و دشمنى گردد » .