أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

27

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

منافقان به آنكه هر كجا ايشانرا بيابند بگيرند و بكشند چنان كه سنّت و طريقهء او بود در حقّ آنان كه گذشتند از پيغمبران با منافقان عهد ايشان [ وَ لَنْ تَجِدَ ] و هرگز نيابى سنّت خداى را تغييرى و تبديلى ، آنگه گفت : [ يَسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ ] ترا پرسند اين كافران از قيامت و وقت آن بر سبيل انكار و جهودان بر سبيل امتحان ؛ بگوى كه : علم آن بنزديك خداست تو چه دانى ؟ تواند بود كه قيامت نزديك باشد خداى سبحانه و تعالى لعنت كرد كافران را و بساخت و بنهاد از براى ايشان دوزخ را گفتند [ سعير ] نامى است از نامهاى دوزخ [ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ] جاويد و مخلّد باشند در آن دوزخ و نيابند هيچ يارى و ياورى كه نصرت و يارى ايشان كند . [ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 66 تا 69 ] يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولا ( 66 ) وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلا ( 67 ) رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً ( 68 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً ( 69 ) روزى كه بگردانند در آتش دوزخ شريفترين عضوى از اعضاء ايشان را و آن رويهاى ايشان است ايشان ميگويند بر وجه تمنّى كه : اى كاشكى ما طاعت خدا و رسول داشتيمى ، طاعت خدا و رسول نداشتيم خداوندا ما فرمان سادات و بزرگان خود برديم و مطيع ايشان بوديم ايشان ما را گمراه گردانيدند ، خداوندا ايشان را عذاب دو چندان ده كه ديگران را دهى كه ايشان هم گمراه بودند و هم گمراه كننده ، لعنت كن ايشانرا و از رحمت خود دور گردان لعنت كردن بسيار . محمّد بن أبى السرىّ گفت : در خواب ديدم كه در مسجد عسقلان با مردى مناظره ميكردم درين آيت ؛ من ميگفتم : « كثيرا » او ميگفت : « كبيرا » ، ما در اين بوديم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديديم كه ميآيد من از جاى بجستم و گفتم : السلام عليك يا رسول اللّه استغفر لى ، او هيچ نگفت بار ديگر بگفتم ؛ هم هيچ نگفت ، من گفتم : يا رسول اللّه ما را از جابر بن عبد اللّه أنصارى