أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
26
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
را از كنيزكان ممتاز گردانند و چنان كه در جاهليّت عادت ايشان بود بيرون نروند [ ذلِكَ أَدْنى ] كه آن نزديكتر است به آنكه ايشان را بشناسند و بدانند كه زنان آزادند تا با ايشان اين معامله نكنند از آنكه ايشان آن معامله با پرستاران كردندى و زنان آزاد در آن عهد اختيار زنا نكردندى از رشگ [ وَ كانَ اللَّهُ ] و بود خداى و باشد آمرزنده و مهربان . [ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 60 تا 65 ] لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلاً ( 60 ) مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً ( 61 ) سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً ( 62 ) يَسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً ( 63 ) إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرِينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً ( 64 ) خالِدِينَ فِيها أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً ( 65 ) اگر منافقان باز ناستند از عداوت و دشمنى رسول خداى و مؤمنان ، و آن كسانى كه در دلهاى ايشان مرضى و ريبتى هست از فاسقان از فجور و رنجانيدن زنان مؤمنان ، و كسانى كه خبرهاى دروغ در مدينه مىاندازند از منافقان ، و اين چنان بود كه چون جماعتى بغزو رفتندى ايشان خبر درافكندندى كه آنقوم را بگرفتند و بكشتند و منهزم كردند ، و مانند اين خبرها كه سبب وهن و ضعف اسلام بودى ، خداى تعالى گفت : اگر اين منافقان از مثل اين سخنان باز ناستند ما ترا كه محمّدى بر ايشان مسلّط گردانيم تا بكنى با ايشان آنچه ايشانرا اندوهگين گرداند پس آنگه مجاورت تو نكنند در مدينه مگر زمانى اندك كه پس از آن هلاك و مستأصل شوند آنگه وصف كرد ايشانرا و بيان كرد حكم ايشان را و گفت [ مَلْعُونِينَ ] ملعونان و راندگانند و در لعنت خداى ماندگانند و هر كجا كه ايشان را بيابند بگيرند و بكشند كشتن با مبالغهء ، قتاده گفت : منافقان خواستند تا نفاق خود آشكارا كنند چون اين آيت آمد آشكارا نيارستند كردن [ سُنَّةَ اللَّهِ ] نهادى و طريقى پديد كرد خداى تعالى در حقّ اين