أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
12
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
فرزندى بدهم پرهيزگار و پارسا . [ سوره مريم ( 19 ) : آيات 20 تا 24 ] قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا ( 20 ) قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا ( 21 ) فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا ( 22 ) فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا ( 23 ) فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا ( 24 ) چون مريم آن سخن بشنيد گفت : مرا فرزند چگونه باشد كه دست هيچ آدمى به من نرسيده است و من هرگز بىسامان كار « 1 » نبودهام و كار ناشايست نكردهام [ قالَ كَذلِكِ ] جبرئيل گفت : چنين گفته است خداى تو يا چنين است كه تو ميگوئى خداى تو ميگويد كه : اين بر من آسانست كه ما از تو فرزند آفرينيم كه تا قدرت خود آشكارا گردانيم و او را آيتى و نشانى گردانيم بر كمال قدرت خود براى مردمان و رحمتى و بخشايشى از نزديك خود برايشان ، و آن كاريست قضا كرده و حكم در وى برفته ، چون ميان مريم و جبرئيل اين مناظره برفت جبرئيل پيراهن مريم برگرفت و باد در آستين وى دميد . روايت ديگر آنست كه پيراهن در تن مريم نبود و مريم فى الحال بار گرفت چون پيراهن در پوشيد بران روايت كه پيراهن در زمين بود [ فَانْتَبَذَتْ ] پس مريم به آن حمل و بار كه در رحم وى پديد آمد با گوشهء رفت به جائى كه از قومش دور بود . كلبى گفت : مريم را پسر عمّى بود يوسف نام ، او را گفتند : مريم آبستن است بيامد و بنگريد همچنان بود خواست وى را بكشد جبرئيل آمد و بانگ بر وى زد كه بنگر تا او را تعرّض نرسانى كه حمل او از روح القدس است ، دست تعرّض از وى بازداشت و بر طريق خدمت با وى بود [ فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ ] مريم را درد زه « 2 » بديد آمد و وقت وضع حمل شد
--> ( 1 ) - « بىسامانكار » يعنى بىعفّت ؛ در برهان قاطع گفته : « سامان بر وزن دامان بمعنى عفّت و عصمت هم هست » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « زه بكسر اوّل و فتح آن و سكون ثانى زائيدن آدمى و حيوانات ديگر باشد » .