أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

476

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

او راست علم آنچه پنهانست در آسمانها و زمين . و علىّ بن ابراهيم گفت : كه عدد ايشان كه حق تعالى در اينجا فرموده است از اهل كتاب نقل كرده است لهذا بعد از آن فرمود كه بگو كه : خدا داناتر است . و روايت كرده است كه ايشان جوانان بودند كه در ميان زمان حضرت عيسى و مبعوث شدن حضرت رسول ( ص ) بودند و رقيم دو لوح بود از مس كه در آنها نقش كرده بودند احوال آن جوانان و مسلمان شدن ايشان را وارده كردن دقيانوس كشتن ايشان را و رفتن ايشان بغار و ساير احوال ايشان . و بسند حسن از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : سبب نزول سورهء كهف آن بود كه كفّار قريش نضر بن الحارث و عقبة بن ابى معيط و عاص بن وائل را فرستادند بسوى علماى يهود كه در نجران بودند كه از ايشان ياد گيرند مسئلهء چند كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كنند ايشان گفتند : سؤال كنيد از او سه مسئله اگر جواب شما گفت در اين سه مسئله به نحوى كه ما ميدانيم پس او راستگوست و از يك مسئله از او سؤال كنيد اگر دعوى كند كه من آن را ميدانم پس او دروغگوست . گفتند : آن مسئله‌ها كدامند ؟ - گفتند : سؤال كنيد از جوانانى كه در زمان پيش بودند و بيرون رفتند و غايب شدند و بخواب رفتند ، چند مدّت در خواب ماندند تا بيدار شدند ؟ و عدد ايشان چند بود ؟ و با ايشان و غير ايشان چه چيز بود ؟ و قصّهء ايشان چگونه بود ؟ و سؤال كنيد از موسى وقتى كه خدا او را امر كرد كه از پى عالم برود و از او ياد گيرد كه عالم كه بود ؟ و چگونه از پى او رفت ؟ و قصّهء او چون بود ؟ و سؤال كنيد از او قصّهء شخصى كه بمشرق و مغرب آفتاب گرديد تا بسدّ يأجوج و مأجوج رسيد كيست ؟ و چگونه بوده است قصّهء او ؟ و اخبار اين سه مسئله را چنانچه خود ميدانستند بايشان گفتند و گفتند : اگر جواب شما بگويد به نحوى كه ما گفتيم ؛ او صادق است در دعواى پيغمبرى ، و اگر بخلاف اين خبر دهد بشما ؛ پس تصديق او مكنيد . گفتند : چهارم كدام است ؟ گفتند : بپرسيد كه قيامت كى بر پا مىشود اگر دعوى كند كه ميدانم ، پس او كاذبست زيرا كه وقت قائم شدن قيامت را به غير از خدا كسى نميداند . پس ايشان برگشتند بمكّه و نزد ابو طالب عليه السّلام جمع شدند و گفتند : اى ابو طالب پسر برادر تو دعوى مىكند كه خبر آسمان به او