أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
443
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
لها على حسب ما يصل اليه عقولهم و تدركه افهامهم » يعنى آنگاه از مرتبهء سابقه بمرتبهء لاحقه قدم ميگذارد و ببحث از آن آيات قرآن مىپردازد كه بأحكام شرعى يعنى حلام و حرام و واجب و مستحبّ و مكروه تعلّق دارد و علماى اعلام أعلى اللّه درجاتهم در اين باب بالخصوص كتابها ساخته و پرداختهاند بايد از آن جمله كتابى را بخواند و از اسرار آن آيات شريفه بحث و فحص كند و در كشف اغوار آنها دقّت به كار برد و سعى كند كه بته و نهايت هر يك از آنها درخور فهم خود برسد زيرا آنها حدّى ندارد كه فهمها در آن حدّ وا بايستد براى آنكه آنها كلام خداست جلّت أسماؤه و مانند كلمات خلايق و آفريدگان نيست كه حدّى و پايانى داشته باشد و فهم هر يك از مردم آنها را برحسب فهم و در خور استعداد دانش و بصيرت وى مىباشد پس مردم بحسب افهام و عقول خود از آن برخوردار ميشوند و گر نه غور كلام خدا از اندازهء فهم ايشان بيشتر است » . از تأمّل در اين عبارت به خوبى روشن مىشود كه مقام علم تفسير چيست و مرتبه و پايهاش تا چه حدّ بلند و منيع است زيرا محصّل صريح اين عبارت آنست كه همهء علوم دينى مقدّمهء فهم كتاب شريف آسمانى و كلام مجيد يزدانى است پس بايد حرمت حريم قرآن را نگاهداشت و بدون احراز صلاحيت فهم كلام خدا نبايد قدم بتفسير آن گذاشت و همّت بشرح و بيان آن گماشت . حاصل آنكه چنان كه در اين جزء زمان بعقيدهء كوته نظران تصوّر مىشود توهّم نشود كه شناختن سفيد از سياه و داشتن قلم و كاغذ و فراغت و رفاه براى اقدام به اين كار و جولان در اين مضمار كافى است زيرا كه هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست ؛ للّه درّ ابن سينا حيث قال فى أواخر الشفاء ( در آخرين اشارت نمط تاسع ) : « جلّ جناب الحقّ عن ان يكون شريعة لكلّ وارد او يطّلع عليه الّا واحد بعد واحد » نگارنده را در اين موضوع كلامى است كه بمناسبتى در مقدّمهء شرح آقا جمال خوانسارى ( ره ) بر غرر و درر آمدى ذكر كرده است و چون به نظر ميرسد كه شايد ذكر آن در اين مورد مفيد باشد اينك بنصّ عبارت آنجا در اينجا نقل مىشود و آن اينست :