أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
444
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
« نفثهء مصدور » يا نفسى سرد در اينجا لازم ميدانم مطلبى را بعرض خوانندگان برسانم و آن اين است كه : علماى اعلام و زعماى اسلام جزاهم اللّه عن الدّين و أهله خير الجزاء تاكنون دين و مذهب را محترم داشتهاند و حريم ناموس ملّت و شريعت را از دخول نااهلان و ورود بيگانگان تا توانستهاند حفظ نمودهاند و خودشان نيز تا صلاحيت تصدّى بامور مربوط بكتاب و سنّت را احراز ننمودهاند به هيچ وجه به آن نپرداختهاند و اگر أحيانا يكى بعد از احراز مقام صلاحيت ؛ تصدّى بامرى از علوم دينى كرده و به خوبى از عهده برنيامده است مورد حمله و هدف طعن ديگران قرار گرفته است مثلا مىبينيم ابن ابى الحديد در مقدّمهء شرح نهج البلاغه نسبت بقطب راوندى رضوان اللّه عليه كه نهج البلاغه را شرح كرده چنين گفته است : « و لم يشرح هذا الكتاب قبلى فيما أعلمه الّا واحد و هو سعيد بن هبة اللّه بن الحسن الفقيه المعروف بالقطب الرّاوندىّ و كان من فقهاء الاماميّة و لم يكن من رجال هذا الكتاب لاقتصاره مدّة عمره على الاشتغال بعلم الفقه وحده و أنّى للفقيه ان يشرح هذه الفنون المتنوّعة و يخوض فى هذه العلوم المتشعّبة » . يعنى تا جائى كه من سراغ دارم پيش از من بشرح اين كتاب نهج البلاغه بجز يك نفر كسى ديگر نپرداخته است و آنكس سعيد بن هبة اللّه بن حسن معروف بقطب راوندى است كه از فقيهان شيعه بوده و عمر خود را سراسر در اشتغال بعلم فقه بسر برده است ليكن وى با اين همه مرد اين ميدان و حريف اين گوى و چوگان نبوده است زيرا فقيه از كجا ميتواند از عهدهء شرح اين انواع فنون و علوم پهناور گوناگون برآيد ؟ ! وقتى كه مثل قطب راوندى ( ره ) كه مقام او در ميان علماى اسلام معلوم است و عظمت او بين فريقين خاصّه و عامّه محرز است چون در ادبيّات بپايهء ابن ابى الحديد