أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

433

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه مىآيد آنگه او را بسنجند چندانى وزن ندارد كه پر پشّهء ؛ اگر ميخواهى مصداق اين بدانى بر خوان : فلا نقيم لهم يوم القيامة و زنا . آنگه حقّ تعالى گفت [ ذلِكَ جَزاؤُهُمْ ] اين جزا و پاداشت « 1 » ايشانست يعنى دوزخ جزا و پاداشت ايشان است به آن كفر كه آوردند و آيات مرا و پيغمبران مرا بافسوس داشتند « 2 » و بايشان استهزا كردند . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 107 تا 110 ] إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً ( 107 ) خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً ( 108 ) قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً ( 109 ) قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ( 110 ) بدرستيكه آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند بهشتهاى فردوس نزل و طعام و منزل و مقام ايشان باشد . از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه بهشت را صد درجه است ميان هر دو درجه چندان باشد كه از آسمان تا زمين ، بلندترين درجتهاى بهشت فردوس است و جويهاى

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « پاداشت به سكون تاى قرشت بمعنى پاداش است كه جزا و مكافات نيكى باشد » و نيز گفته : « پاداش بر وزن آداش جز او مكافات نيكى باشد و آن را جزاى خير خوانند و بعضى گويند : پاداش بمعنى مكافات است مطلقا خواه جز او مكافات نيكى باشد و خواه بدى » و از استعمال اين مفسّر ( ره ) و ابو الفتوح ( ره ) برميآيد كه در جزاى نيكى و بدى تعميم دارد . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بافسوس گرفتند » ؛ در بهار عجم گفته : « افسوس و فسوس بدون همزه حسرت و دريغ و كلمه‌ايست كه در وقت حسرت و دريغ گويند ، و نيز بمعنى طنز و تمسخر و دود از تشبيهات اوست و بالفظ خوردن و داشتن و كردن و ريختن به كار ميرود ( آنگاه بذكر شواهد شعرى آنها پرداخته ) » .