أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

434

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بهشت از آن فرو آيد و بالاى آن عرش خداى بود چون از خداى بهشت خواهيد بهشت فردوس خواهيد . و نيز از رسول روايت كردند كه گفت : بهشتهاى فردوس چهار است دو از سيم است ؛ و هر چه در آنجاست از آلات و أوانى « 1 » همه از سيم ، و دو از زر است و هر چه در آنجاست از آلات و أوانى همه از زر بود . گفته‌اند كه « 2 » : خداى تعالى بهشت فردوس به خودى خود آفريد در شبانروزى بفرمايد تا درش پنج بار گشايند او را گويد : ازدادى طيبا و حسنا الاوليائى ؛ طيب و حسن و خوشى و نيكوئى بيفزاى براى دوستان من كعب الاحبار گفت : از فردوس بلندتر جائى نيست در بهشت و آن جاى آنانست كه امر معروف و نهى منكر كنند « 3 » . [ خالِدِينَ فِيها ] در آنجا جاويد باشند [ لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا ] « 4 » از آنجا طلب تحويل نكنند و تمنّاى ايشان نباشد كه از آنجا بجاى ديگر نقل كنند از حسن و طيب آن و زيبائى و نكوئى وى . [ قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً ] عبد اللّه عبّاس گفت : سبب نزول آيت آن بود كه جهودان گفتند كه : تو ميگوئى كه مرا حكمت داده‌اند و در كتاب تو هست : يؤتى الحكمة من يشاء ، و من يؤت الحكمة فقد أوتى خيرا كثيرا . آنگه نيز در كتاب تو هست : و ما أوتيتم من العلم الّا قليلا ؛ پس اين چگونه باشد ؟ ! خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : بگوى اى محمّد : اگر از روى مثل دريا مداد باشد براى

--> ( 1 ) - اوانى جمع آنيه است و آنيه جمع اناء است كه بمعنى ظرف مىباشد . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بعضى از صحابه گفتند » . ( 3 ) - در تفسير أبو الفتوح ( ره ) باضافهء : « قتاده گفت فردوس فاضلترين جائى است در بهشت و خوشتر و بلندتر ؛ ابو امامه گفت : از فردوس بلندتر جائى نيست در بهشت ، و آن جاى آنانست كه امر بمعروف و نهى منكر كنند . مجاهد گفت : فردوس بلغت روم بستان باشد . كعب الاحبار گفت : بستانى باشد كه درو انگور باشد . ضحّاك گفت : بستانى باشد بسيار درخت ، گفتند : مرغزار نيكوتر باشد و گفتند : جائى باشد كه در او انواع نبات بود و جمعش فراديس بود و قال اميّه : كانت منازلهم اذ ذاك ظاهرة * فيها الفراديس و الغومان و البصل » . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ حول ] مصدر است چون صغر و كبر و عوج » .