أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

413

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بعضى گفتند كه : وى پيغمبر بود ، و بعضى گفتند كه : وى پادشاهى بود عاقل و صالح . مجاهد گفت : چهار كس بر همهء زمين پادشاه شدند دو مؤمن و آن سليمان پيغمبر بود و ذو القرنين و دو كافر و آن بخت نصّر بود و نمرود ؛ او را ذو القرنين براى آن خوانند كه پادشاه روم و فارس بود يا براى آنكه بر سرش مانند دو سرو بود . بعضى گفتند : براى آنكه بر سرش دو گيسو بود و گيسو را به زبان تازى « قرن » خوانند و گفتند : براى آنكه وى در خواب ديد كه سروهاى آفتاب بدست بگرفته تأويل كردند كه او بر مشرق و مغرب پادشاه شود و گفتند : براى آنكه وى كريم الطرفين بود يعنى از جهت مادر و از جهت پدر بزرگ بود « 1 » و گفته‌اند : براى آنكه وى را علم ظاهر و باطن دادند و براى آنكه در نور و ظلمت رفت . پسر كوّا از امير المؤمنين على عليه السلام پرسيد در مسائلى : كه ذو القرنين پادشاه بود يا پيغمبر ؟ - گفت : بندهء صالح بود خداى را أحبّ اللّه فأحبّه و نصح للّه فنصحه اللّه ؛ خداى را دوست داشت و خداى او را دوست داشت ، و نصيحت كرد براى خداى و خداى تعالى او را نصيحت كرد ، گفت : خبر ده مرا از قرنهاى او تا از زر بود يا از سيم ؟ - گفت : نه از زر بود و نه از سيم و ليكن او قوم را دعوت كرد با توحيد خداى تعالى بر جانبى از سرش زدند برفت و غايب شد و بازآمد و دعوت كرد با خداى تعالى بر جانب ديگرش زدند ، و در ميان شما يكى مانند او هست و به اين خود را خواست « 2 » .

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و گفتند : براى آنكه در عهد او دو قرن مردم بگذشتند و او زنده بود و گفتند : براى آنكه او چون كارزار كردى بدست و ركاب كردى » . ( 2 ) - فيروزآبادى در قاموس گفته : « ذو القرنين لقب اسكندر رومى سمّى به لأنّه لمّا دعاهم الى اللّه عزّ و جلّ ضربوا على قرنه فمات فأحياه اللّه تعالى ثمّ دعاهم فضربوا على قرنه الا خرفمات ثمّ أحياه اللّه تعالى او لأنّه بلغ قطرى الارض او لضفرتين له و لقب منذر بن ماء السماء و لقب علىّ بن أبى طالب كرّم اللّه وجهه لقوله صلّى اللّه عليه و سلّم : انّ لك فى الجنّة بيتا و يروى كنزا و انّك لذو قرنيها اى ذو طرفى الجنّة و ملكها الاعظم تسلك تلك جميع الجنّة كما سلك ذو القرنين جميع الارض أو ذو قرنى الامّة فأضمرت و ان لم يتقدّم ذكرها او ذو جبليها للحسن و الحسين رضوان اللّه عليهما او ذو شجّتين فى قرنى رأسه احديهما من عمرو بن عبد ودّ و الثانية من ابن ملجم لعنه اللّه و هذا اصحّ » صاحب اقيانوس ( رضوان اللّه عليه ) كه مترجم قاموس است بتركى نسبت بوجه تلقّب أمير المؤمنين على عليه السلام به اين لقب چنين گفته : « مترجم گويد كه : در تحت اين معنى اسرار عليّهء بسيار مندرج است بطورى كه أقرب و أشبه بروايت « أنت منّى بمنزلة هارون من موسى » است و از سرّ آن كاشف مىباشد ما كلّ ما يعلم يقال : و فيه كرّم اللّه وجهه قال النبىّ عليه السلام : أنا و أنت ابوا هذه الامّة ، بنابراين مطابق لسان حقيقت و واقع امر بر حضرت مرتضى [ آدم الاولياء و هارون الاصفياء ، و ذو القرنين الاتقياء ] اطلاق ميتوان كرد » و ما در جاى ديگر از همين تفسير اين كلام را مبسوطتر از اين مورد نقل كرده‌ايم فراجع ان شئت .