أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

414

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ إِنَّا مَكَّنَّا ] بدرستيكه ما ذو القرنين را تمكين داديم در زمين و دست داديم و او را داديم از هر چيزى سببى و وسيلتى كه برساند او را به آنچه خواهد يعنى هر چه بدان محتاج باشد از ساز و سلاح و لشكر ؛ و هر چيزى كه به آن به چيزى رسند آن را « سبب » خوانند تا پارهء رسن را كه در سر رسن بندند تا به آب رسد آن را نيز سبب خوانند و راه را سبب خوانند و در را سبب خوانند و اسباب السّماوات أبوابها « 1 » . و گفتند كه : أقطار زمين را مسخّر وى كرديم چنان كه باد سليمان را ؛ بر اين قول [ سبب ] را معنى طريق باشد يعنى راه هر چيزى كه خواست بر وى آسان كرديم او متابعت راه مغرب كرد و ميرفت تا آنگه كه برسيد به جائى كه آنجا آفتاب فرو ميشد آفتاب را يافت كه بچشمهء گرمى فرو ميشد . از أبو ذرّ غفارى روايت است كه او گفت : من رديف رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم وقت فروشدن آفتاب ، مرا گفت : يا أبا ذرّ دانى تا اين آفتاب كجا فرو مىشود ؟ - گفتم : اللّه و رسوله أعلم ؛ گفت : تغرب فى عين حامئة ؛ بچشمهء گرمى فرو مىشود . عبد اللّه عمر گفت كه :

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « فأتبع سببا اى طريقا يوصله الى بغيته ؛ رهى كه او را به مقصود رساند ، أهل كوفه و عامر خواندند [ أتبع ] در هر سه جايگاه بقطع ألف ، و باقى قرّاء اتّبع خواندند يقال تبع يتبع و أتبع يتبع و اتّبع يتّبع ثلاث لغات بمعنى واحد ، و گفتند : معنى [ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً ] آنست كه اقطار زمين او را مسخّر كرديم چنان كه باد سليمان را ؛ بر اين قول هر دو سبب را معنى طريق باشد يعنى سهّلنا عليه طريق كلّ شىء كان يطلبه فاتّبع ذلك الطريق » .