أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
403
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آنگه علم همهء جهانيان و علم بنى اسرائيل و علم تو و علم من باضافت با علم خداى مقدار اين يك قطره آبست كه اين مرغك برداشت از دريا و در پر خود ماليد . « 1 » در خبرست كه موسى كاظم عليه السّلام را پرسيدند كه : خضر عالمتر بود يا موسى ؟ - گفت : خضر پرسيد و موسى جواب نداشت و موسى پرسيد و خضر جواب نداشت « 2 » و اگر خضر و موسى هر دو پيش من حاضر آيند و از من پرسند جواب ايشان دانم و اگر من از ايشان پرسم ايشان جواب من ندانند . [ قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ ] موسى عليه السّلام خضر را گفت : من پسر وى تو كنم و هر جا كه باشى و روى من با تو باشم بر شرط آنكه مرا تعليم دهى و بياموزى آنچه ترا تعليم دادهاند از رشد و هدايت ؟ - خضر او را گفت : تو با من صبر نتوانى كردن از آنكه بر تو گران و دشوار آيد و چگونه صبر كنى تو بر آنچه علم تو محيط آن نباشد و تو آن را ندانى و نشناسى ؟ ! [ قالَ سَتَجِدُنِي ] موسى گفت : ان شاء اللّه كه مرا صابر يا بى و به هيچ نوع فرمان ترا خلاف نكنم و در امر تو عاصى نشوم ، خضر مطلق گفت كه : « 3 » تو صبر نكنى و موسى بمشيّت معلّق گردانيد براى آنكه خضر را اعلام كرده بودند كه موسى صبر نكند امّا موسى در شكّ بود كه صبر تواند كرد يا نه ؟ [ قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي ] خضر گفت : اگر مصاحبت و متابعت من خواهى كردن از من هيچ مپرس از آنكه من كنم تا آنگه كه من ذكر آن كنم و ترا از آن خبر
--> ( 1 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « [ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا ] بخششى از نزديك خود كه آن وحى است و نبوّت بقولى كه او را پيغمبر ميدانند يا طول عمر بمذهب آنها كه بموت او قائل نيستند و صحيح آنست كه پيغمبر بوده و اكنون هم زنده است و صلحاء مسافران را كه راه گم كرده باشند روى به راه ميآورد و اين منافى « لا نبىّ بعدى » نيست زيرا كه مراد آن حضرت آنست كه شريعت من ناسخ جميع شرايع است و هيچ پيغمبرى بعد از من مبعوث نشود كه مردمان را بشريعت خود دعوت كند پس خضر اگرچه بعد از او زنده مانده است امّا شريعت او منسوخ است » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بداد » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « گفتند : « خضر بر اطلاق گفت بىاستثناء كه تو صبر نتوانى كردن و موسى عليه السلام بمشيّت معلّق كرد براى آنكه خضر را اعلام كرده بودند كه موسى صبر نكند او اطلاق كرد امّا موسى در شكّ بود كه صبر دارد بر آن يا نه ؟ براى آن استثنا كرد تا خلاف نباشد » .