أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

402

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه بنزديك خضر رسيدند و نام خضر ايليا بن ملكان بود و خضر لقبش بود و براى آن وى را خضر خواندند كه او بر پوستينى سفيد نشست در زير او سبز شد مجاهد گفت : براى آنش خضر خواند كه چون نماز كردى پيرامن او بگياه سبز شدى . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 65 تا 70 ] فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ( 65 ) قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً ( 66 ) قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ( 67 ) وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً ( 68 ) قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً ( 69 ) قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً ( 70 ) موسى و يوشع يافتند بندهء را از بندگان ما كه او را از نزديك خود رحمتى داده‌ايم يعنى بوحى و نبوّت خاصّ گردانيده‌ايم و از آن علمى كه خاصّ است بما و نزديك ماست وى را تعليم كرديم يعنى وى را برغيب اطّلاع داديم و بعضى از آن با وى بگفتيم ابن جريج گفت : موسى عليه السّلام خضر را يافت بر طنفسهء « 1 » سبز نشسته بر روى آب كشيده بر وى سلام كرد او برخاست و گفت : و عليك السّلام يا نبىّ بنى اسرائيل ، موسى گفت : تو چه دانى كه من نبىّ بنى اسرائيلم ؟ - گفت : آنكه ترا به من راه نمود احوال توام اعلام كرد ، سعيد جبير گفت : چون موسى عليه السّلام بخضر رسيد خضر نماز ميكرد چون سلام بداد موسى بر وى سلام كرد او گفت : سلام عادت شهر ما نيست آنگه بنشستند و حديث ميكردند مرغكى بيامد و منقار در آن دريا زد و قطرهء آب برداشت و در پر خود ماليد « 2 » و برفت خضر موسى را گفت كه : دانى كه در اين اشارت چيست ؟ - گفت نه ، گفت : جهانيان در علم بنى اسرائيل عاجزند ، و بنى اسرائيل در علم تو ، و تو در علم من ،

--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « طنفسه مثلثّة الطّاء و الفاء و بكسر الطاء و فتح الفاء و بالعكس گستردنى است و جامه و بوريا مانندى از شاخ خرما بر پهن يك گز ؛ طنافس جمع » و عبارت ترجمهء اين كلام است : « انتهى موسى و فتاه الى الخضر و هو قائم يصلّى على طنفسة خضراء » تا آخر چنان كه در قصص الانبياء ثعلبى و درّ المنثور سيوطى و غير آنست ؛ مولى فتح اللّه ( ره ) آن را چنين نقل كرده : « ابن جريج گفته كه موسى خضر را ديد كه سجّادهء سبزى بر روى آب كشيده و بر بالاى آن نشسته » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « قطرهء برداشت و در دريا ريخت » .