أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

397

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

عمل ايشان را مؤاخذه كردى بتعجيل هلاك‌شان كردى چه ايشان مستحقّ آنند [ بَلْ لَهُمْ ] نه كه ايشان را موعدى و مهلتى هست و وقتى و أجلى چون به آن رسند از آن هيچگونه نجات نيابند و [ مَوْئِلًا ] جاى نجات و رستگاريست « 1 » . از امير المؤمنين على عليه السّلام پرسيدند كه : چرا زره ترا پشت نيست ؟ - گفت : اذا ولّيت فلا و ألت ؛ اگر پشت بگردانم هرگز نجاتم مباد . آنگه اشارت كرد بديههائى كه آن را هلاك كرده است و شهرهائى كه آن را خراب گردانيده است از شهرهاى عاد و شهرستانهاى لوط كه ايشان را هر سال يك بار و دوبار در سفرها گذر بر آن بودى گفت : [ تِلْكَ الْقُرى ] و آن شهرها كه ما آن را هلاك كرديم چون ساكنان آن ظلم كردند و كفر آوردند بما و ستم كردند بر خود و بر ديگران ، و كرديم ما براى هلاك كردن ايشان موعدى چون آن وعده درآمد و اجل بنهايت رسيد همه را هلاك كرديم و هيچكس را باقى نگذاشتيم . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 60 تا 64 ] وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً ( 60 ) فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً ( 61 ) فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً ( 62 ) قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلاَّ الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً ( 63 ) قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً ( 64 ) عبد اللّه عبّاس گفت : چون موسى عليه السّلام از دريا بازگشت « 2 » و فرعون و فرعونيان

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت بموئل چنين گفته : « ايشان را از آن موئلى و منجاتى و رستگارئى نبود من وأل يئل اذا نجا ، و يقال : لا وألت نفسه اى لا نجت ؛ و منه قول امير المؤمنين و قد سئل : ما بال درعك لا ظهر لها ؟ - قال عليه السلام : اذا وليت لا وألت أى لا نجوت » . ( 2 ) - بايد دانست كه مأخذ نقل ابو الفتوح ( ره ) در مقام بيان و شرح حال انبيا و ذكر قصص و حكايات ايشان عليهم السلام قصص الانبياء ثعلبى بوده است و يا تفسير او ؛ و چون تفسير او در دسترس ما نيست در غالب موارد عبارت ابو الفتوح ( ره ) را با عبارت ثعلبى در قصص الانبياء موسوم بعرائس المجالس مطابقه و مقابله ميكنيم مىبينيم ترجمهء آنست و حتّى گاهى ترجمهء عبارت است كلمة بكلمة و حرفا به حرف ؛ پس طالب استفاده از اصل اين قصص ميتواند به آن كتاب شريف كه مكرّر در مكرّر چاپ شده است مراجعه بفرمايد و نسخهء كه من در موقع تصحيح در دسترس دارم نسخه‌ايست كه در مصر بسال 1312 هجرى قمرى چاپ شده است هر كه ميخواهد اين قصّه را در آن چاپ ملاحظه كند رجوع كند ( بص 129 - 136 ) و نظر به آنكه اشاره بمأخذ تصحيح در هر فرد فرد موارد موجب زحمت است به اين كلّى اكتفا ميكنيم و اگر نه مأخذ اصلى در تمام قصص اين تفسير كه مأخوذ از تفسير ابو الفتوح ( ره ) است آن كتاب است زيرا كه مأخذ ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود آن بوده است و السلام على من اتبع الهدى .