أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
372
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
روز وحى منقطع بود و ايشان طعن ميزدند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواست تا از بعضى از أهل كتاب پرسد كه شما در كتاب خود چگونه مىيابيد قصّهء أصحاب الكهف را ، جبرئيل آمد و اين آيت آورد و او را نهى كرد از آنكه از كسى چيزى پرسد . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 23 تا 26 ] وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً ( 23 ) إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً ( 24 ) وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً ( 25 ) قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً ( 26 ) ادبى است كه خداى تعالى رسول خود را و أمّتش را فرموده است گفت : اى محمّد مگوى چيزى را كه فردا من آن را خواهم كرد الا كه بگوئى : ان شاء اللّه ؛ و اين نهى بر وجه ندب است نه بر وجه وجوب « 1 » فرّا گفت : معنى آنست كه مگو كه : فردا چيزى خواهم كرد الّا آنچه خداى خواهد و خداى نخواهد الّا طاعت ؛ و اين را استثنا بمشيّت گويند « 2 » و او را در سخن اثر مىباشد و در مدّت او خلاف است حسن بصرى گفت :
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « بدانكه ظاهر اين لفظ نهى است و مراد امر بر سبيل ندب ؛ براى آنكه اگر كسى گويد كه : من فردا فلان كار كنم و نگويد : ان شاء اللّه ، باتّفاق ارتكاب محذورى نكرده باشد و انّما مأمور به رها كرده باشد هم بر آن وجه كه گفتيم فى قوله : و لا تقربا هذه الشجرة ؛ آنگه در معنى آيت خلاف كردند ( تا آخر كلام او كه طويل الذيل است ) » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « بدانكه استثناء مشيّت را در كلام أثر است و در تخصيص امر منع او از نفوذ در طلاق بنزديك فقهاء و در سوگند بنزديك ما و ايشان ؛ امّا در مدّت خلاف كردند حسن بصرى گفت : استثنا را اثر بود در كلام مادام تا از جاى برخاسته نباشد و از عبد اللّه عبّاس حكايت كردهاند كه او گفت : تا يك سال او را اثر باشد و اين قول معتمد نيست و مذهب صحيح آنست كه استثنا را اثر باشد در كلام مادام تا متّصل باشد يا در حكم متّصل ، و استثناء چون از كلام منقطع شد انقطاعى كه سامع را معلوم نشود كه اين استثنا به اين كلام است آن را اثر نبود و دليل بر صحّت اين مذهب آنست كه اگر نه اين چنين بودى هيچ عقد از عقود منعقد نشدى چو ايمن نبودندى كه بعد از مدّتى استثنا كند وثاقت برخاستى و بخبر و سوگند اعتماد نبودى و اين خلاف اجماع است و امّا استثناء در خبر و امر و نهى و سوگند شود و او را در همه اثر باشد چون متّصل بود » .