أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

371

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مردم در آنجا نماز كنند و به مكان ايشان تبرّك سازند ايشان همچنان كردند بر در آن غار مسجدى ساختند . [ سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ ] خداى تعالى رسول را خبر داد و گفت : جماعتى خواهند آمدن به تو از ترسايان و حديث أصحاب الكهف خواهند گفتن و در عدد ايشان خلاف خواهند كردن تا پيش از آنكه ايشان آيند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صحابه را خبر دهد تا يقين ايشان زيادت شود آنگه پس از آن وفد نجران آمدند و حديث عيسى عليه السّلام و أصحاب الكهف كردند و مهتر ايشان دو مرد بودند يكى را نام سيّد و يكى را عاقب ؛ سيّد يعقوبى بود و عاقب نسطورى ، سيّد گفت : ايشان سه كس بودند چهارم ايشان سگ بود ، و عاقب گفت : پنج كس بودند ششم ايشان سگ بود ، و مسلمانان گفتند : هفت بودند و هشتم ايشان سگ بود ، و گفتند : قول سيم عبد المسيح گفت ؛ و ظاهر آيت با اين مىماند . و آنچه رسول را فرمود اين بود كه گفت : بگوى كه : خداى من عالمترست بعدد ايشان تا چندند و ايشان را ندانند مگر اندكى از مردمان كه عدد ايشان چند است . عطا گفت : آن قليل اهل كتابند ، عبد اللّه عبّاس گفت : من از اندكىام كه عدد ايشان شناسند آنگه نامهاى ايشان بگفت چنان كه پيش ازين گفته شد هفت كس را كه هشتم ايشان سگ بود نام او قطمير « 1 » [ فَلا تُمارِ فِيهِمْ ] و تو اى محمّد در باب ايشان جدل و خصومت مكن يعنى در باب اصحاب الكهف مگر جدلى ظاهر با حجّتى و دلالتى . عبد اللّه عبّاس و مجاهد و ضحّاك گفتند كه فرمود : چيزى در باب ايشان الّا آنچه ما ترا ظاهر كرده‌ايم بر آن و از قبل « 2 » وحى بر آن اطّلاع داده و در آيت دليل است بر آنكه مجادله به حق روا بود و بباطل روا نبود [ وَ لا تَسْتَفْتِ ] و طلب فتوى مكن در باب اصحاب الكهف و از هيچكس مپرس ؛ گفتند كه : سبب نزول آيت آن بود كه مشركان رسول خداى را گفتند : ما را از أصحاب الكهف خبر ده ، گفت : فردا خبر دهم ، و نگفت : ان شاء اللّه « 3 » ؛ جبرئيل عليه السّلام ديگر روز نيامد و چند

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « هشتم سگ بود و نام او قطمير سگى پلنگ رنگ بود بالا سگى زهى بود و زير كردى يعنى نه بزرگ بزرگ و نه خرد خرد » . ( 2 ) - « قبل » [ بكسر قاف و فتح باء ] بمعنى جانب و جهت است يعنى از جهت وحى . ( 3 ) - از لحن اين قبيل روايات كه قادح در مقام معصومين ( ع ) اند بوى ضعف استشمام مىشود .