أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
17
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
عبد اللّه مسعود گفت : سبب نزول آيت آن بود كه چون روز بدر اسيران را آوردند رسول صلّى اللّه عليه و آله در حقّ ايشان مشورت كرد با ياران و گفت : چگوئيد در حقّ اينان ؟ - ابو بكر گفت : يا رسول اللّه قوم تواند و خويشان تواند استبقا بايد كردن اينان را ؛ باشد كه خداى تعالى لطفى كند كه اينان ايمان آرند ، از ايشان فديه بستان و رها كن و آنچه بستانى بساز و عدّت كارزارى ديگر كن از دشمنان ، عمر گفت : يا رسول اللّه اينان كافرانند و آنانند كه ترا تكذيب كردند و از خانهء خود بيرون كردند بر ايشان رحمت نبايد كرد و ببايد كشت ؛ عقيل را بدست على بازده تا بكشد و فلان را بدست من و او مردى بود از خويشاوندان وى تا من وى را كشم ، عبد اللّه رواحه گفت : رأى من آنست كه بفرمائى تا اينان را جمله در وادى جمع كنند و خار و هيمهء بسيار گرد ايشان دراندازند و آتش در زنند و همه را بسوزانند عباس گفت : قطع رحم خواهد كردن ؟ ! پس رسول هيچ جواب نداد برخاست و در حجره شد مردمان هر يكى چيزى ميگفتند يكى گفت : رأى ابو بكر گيرد و يكى گفت : با رأى عمر شود ، و يكى گفت : بر رأى عبد اللّه رواحه كار كند ؛ پس رسول صلّى اللّه عليه و آله بيرون آمد و گفت : خداى تعالى بعضى از دلهاى مؤمنان را نرم كند تا از موم « 1 » نرمتر باشد و دلهاى بعضى سخت كند تا از سنگ سختتر باشد ؛ آنگه روى باسيران كرد و گفت : كار شما از سه بيرون نيست يا اسلام آريد ؛ يا گردنتان بزنيم ، يا فديه كنيد خود را عبد اللّه مسعود گفت : من گفتم : الّا سهيل بن بيضا را كه من از او كلمهء اسلام شنيدم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله هيچ نگفت : عبد اللّه گفت : من سخت بترسيدم و گمان بردم كه سنگ از آسمان فرود آيد تا چرا مداخله كردم درين حديث ؛ تا رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت الّا سهيل بن بيضا ، چون ديگر روز بود بازآمدم رسول صلّى اللّه عليه و آله را ديدم كه دلتنگ نشسته و ابو بكر ميگريست « 2 » من گفتم : يا رسول اللّه چه حادثه افتاده است ؟ - مرا بگوى تا من نيز بگريم و اگر گريه نيايد مرا تكلّف آن كنم گفت : بر اصحاب شما ميگريم كه خداى تعالى ايشان را عذاب خواهد فرستاد و عذاب بايشان چنان نزديك بود كه اين درخت بما ؛ و نزديك ما درختى بود خداى تعالى اين آيت فرستاده بود كه :
--> ( 1 ) در بعضى نسخ و تفسير ابو الفتوح : « از شير » . ( 2 ) فاعل « ميگريست » ضميرى است كه بپيغمبر برميگردد .