أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

5

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گفته‌اند كه : معنى [ اوسط ] افضل و بهتر است يعنى از بهينهء آنچه طعام اهل خود ميسازيد يا در پوشيدن ده مسكين پيراهنى و ايزار « 1 » پائى ؛ با تمكين ، و اگر نيابد پيراهنى روا بود ، يا بندهء آزاد كردن كه صحيح و سليم باشد از معايب اگر بزرگ باشد و اگر كوچك و اگر مؤمن بود و كافر و اگر مؤمن بود فاضلتر بود ؛ و هر كه نيابد يكى ازين سه بر او بود روزه داشتن پياپى ، و در قراءت عبد اللّه مسعود و أبى چنين است كه ثلاثة أياّم متتابعات اين كفّارات سوگندان شماست چون سوگند خوريد و خلاف كنيد و سوگندهاى خود نگاه داريد به آنكه نخوريد يا چون خورده باشيد از حنث نگاه داريد و اين اوليتر است و از اينجاست كه سوگند بر معصيت منعقد نميشود كه اگر منعقد شدى اين امر بودى باصرار بر معصيت خداى تعالى همچنين بيان كرد آيات خود را براى شما تا بود كه شما شاكر نعمت او شويد خاصّه نعمتى كه از جملهء نعمتهاى دينى بود . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 90 تا 91 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ( 90 ) إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ( 91 ) حق سبحانه و تعالى درين آيه منع مىكند مؤمنان را از خمر خوردن و قمار باختن و [ خمر ] را براى آن خمر خوانند كه با عقل مخامرت و مخالطت مىكند و او را باز مىپوشد و خمر گويند آن را كه باز ميپوشند تا بر آيد و هر چه از اين نوع بود آن را خمر گويند و در تحت نهى آرند و حرام بود و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : كلّ مسكر حرام ، هر چه مستى آرد حرام است ، و [ ميسر ] نامى است از همهء انواع قمار ، باقر عليه السّلام گفت : همهء انواع درين داخل بود تا بازى كودكان بجوز و [ از لام ] تيرهائى باشد كه به آن قمار بازند و آن ده سهم است هفت را نصيب باشد و آن فذّ است و توأم و رقيب و حلس و نافس و مسيل و معلّى ، و سه را نصيب نبود و آن سفيح و منيح و وغد است ، و [ أنصاب ] بتانىاند كه براى عبادت نصب ميكنند ميگويد كه : اى آن كسانى كه ايمان آورده‌ايد

--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديمى صريحا بياء و مراد همان ازار است .