أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
6
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بحقيقت كه خمر و قمار و بتان و تيرها مبازيد كه پليد و حرام است و از كار شيطانست كه او كند و فرمايد و اغوا كند و هر كه اين كار كند به او اقتدا كرده باشد مكنيد و ازين جمله اجتناب كنيد و دورى جوئيد تا بود كه فلاح و رستگارى يابيد . در آيت چهار دليل است بر تحريم خمر : اوّل [ رجس ] و رجس پليدى است و باتّفاق پليدى حرام است . دوّم [ من عمل الشيطان ] و كار ديو بد بود و مثل آن كردن حرام بود . سيّم [ فاجتنبوه ] امر است و امر خداى بر سبيل وجوب بود الّا كه دليلى دلالت كند بر سنّت . چهارم [ لعلّكم تفلحون ] يعنى تا فلاح يابيد و فلاح باجتناب اين معلّق گردانيد . عثمان عفان از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه : انّ اللّه لا يجمع الخمر و الايمان فى جوف امرئ ابدا ، و اين محمول بود بر آنكه او مستحلّ خمر باشد و گفت : شارب الخمر كعابد الوثن ، يعنى عقاب او در شدّت و سختى چون عقاب بت پرستان باشد ، و روا بود كه تشبيه از آن وجه بود كه از و تبرّا بايد كردن و هجران و با او مخالطت نبايد كردن چنان كه محمد حنفيه از پدرش امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرد كه : هر كه او خمر خورد بعد از آنكه خداى تعالى حرام كرد بر زبان رسول صلّى اللّه عليه و آله چون دختر خواهد به دو مدهيد ، و حديثش راست مداريد ، و شفاعتش مپذيريد ، و بر هيچ امانت او را امين مداريد . ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه : هر كه او خمر خورد در دنيا در قيامت خداى تعالى بفرمايد تا او را از زهر ماران و كژدمان شربتى دهند كه چون بنزديك دهن برد ناخورده گوشت رويش در آنجا افتد و چون خورده باشد همهء اعضايش در آنجا افتد و گوشت اندامش متناثر شود چون مردارى كه سالها بر وى آمده باشد و گندى ازو پديد آيد كه اهل جمع بدان رنجور شوند آنگه بفرمايد : او را بدوزخ برند ، آنگه حق تعالى باز نمود كه : مراد شيطان در اغوا و اغراء مردم به اين چيزها چيست ؟ گفت : آنست كه ميخواهد كه ميان شما دشمنى افكند و كينه نهد در خمر خوردن و قمار بازيدن براى آنكه همهء آفت و شرّ درين هر دو بسته است از عربده و معادات و