أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
38
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ايشان بيافريديم . [ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 7 تا 10 ] وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِينٌ ( 7 ) وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ ( 8 ) وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ ( 9 ) وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ( 10 ) نضر بن الحارث و عبد اللّه بن اميه و نوفل بن خويلد گفتند : اى محمّد ما به تو ايمان نياوريم تا آنگه كه كتابى نيارى خاصّ با چهار فرشته كه گواهى دهند كه آن از نزديك خدايست و تو رسول خدائى ، خداى تعالى از عناد و جحود ايشان خبر داد و گفت : اى محمّد اگر چنان باشد كه ما به تو كتابى فرستيم بر كاغذى نوشته كه يا فلان بن فلان هذا كتاب من اللّه اليك ، و ايشان اين كتاب را مىبينند و بدست مىسايند هم بدان ايمان نيارند و آنها كه كافرانند گويند كه : نيست اين الّا جادوئى هويدا و سحرى روشن ، و گفتند : اين كافران كه : چرا فرشته فرو نميفرستند ؟ اى محمّد اگر ما فرشته فرو فرستيم بر حسب اقتراح ايشان هم ايمان نيارند و آنگه مصلحت اقتضاى تعجيل هلاك ايشان كند امر رانده شود و كار تمام گردد و محكم ، آنگه اگر مهلت خواهند ايشان را مهلت ندهند و اگر مراد ايشان بدهيم و فرشته فرو فرستيم و او را مردى گردانيم يعنى او را بر صورت مردى فرستيم تا او را بتوانند ديدن و مادام « 1 » نام او به صورت فرشته باشد از لطافت تركيب او را نتوانند ديدن نبينى كه جبرئيل صلّى اللّه عليه و آله كه بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله آمدى به صورت دحية الكلبى آمدى ، و آن فرشتگان كه بر ابراهيم آمدند به صورت ميهمانان آمدند ، و آن دو فرشته كه بداود آمدند به صورت دو خصم آمدند ، و چون چنين باشد و ايشان بر صورت مردان باشند ندانند كه فرشتهاند يا آدمى بديشان ملتبس شود و آنگه آن لبس را با خود حواله كرد براى آنكه خلق آن فرشته بر صورت مردان فعل او بود ما بديشان بپوشانيم آنچه ايشان بر عوام و ضعفا بپوشانند
--> ( 1 ) - در غالب نسخ « مادام » را تبديل به « مدام » كردهاند .