أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

26

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ميگويد : بترسيد از روزى كه خداى تعالى آن روز جمله انبياء را جمع كند و از ايشان بپرسد بحضور امتّان مكّذب و گويد كه : شما را فرستاده‌ام بامّتان و شما رفتيد دعوت كرديد ايشان چه جواب گفتند شما را ؟ - خداى به آنچه ايشان گفتند و جواب دادند عالمتر است امّا غرض توبيخ و تجحيد آن مكذّبانست كه تكذيب پيغمبران كرده باشند و رسوائى ايشان بر سر جمع ، رسولان جواب دهند و گويند : اى بار خداى ما را هيچ علمى نيست كه علم تو بدان محيط نيست ؛ توئى كه دانندهء علمهائى علم ما به نسبت علم تو عدم محض است و شايد كه از عظم هول چنين گويند ، از آنكه هر چه دانند فراموش كنند تا چون سؤال كنند يا سؤال شنوند جواب بتوانند گفت ، وجهى ديگر آنست كه : ما را عملى نيست به باطن احوال ايشان كه ثواب و عقاب بر آن باشد اين چيزيست كه تو دانى ما ندانيم از آنكه علم كارها و غيبهاى پوشيده بنزديك تو است چون گويد خداى عيسى مريم را روز قيامت و تعديد نعمت كند با او كه : اى عيسى ياد كن نعمتى را كه با تو كرديم و با مادر تو چون ترا تقويت كرديم بجبرئيل ، و روح القدس نام جبرئيل است روح نام او و قدس نامى است از نامهاى خداى تعالى و اين چون عبد اللّه است ، تو اى عيسى با مردمان سخن گفتى در گهواره يعنى در كنار مادر چه آنجا كه مريم بود گهواره نبود ببراءت ساحت مادرت از تهمت و در حال كهولت باداء رسالت ، عبد اللّه عباس گفت : خداى تعالى عيسى را بسى سالگى فرستاد و او در قوم خود سى ماه پيغمبرى كرد ، بعضى مفسّران گفتند كه : خداى تعالى او را در گهواره عقل تمام بداد و پيغمبر كرد و قصّهء اين در جاى خود بيايد ان شاء اللّه تعالى . [ وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي وَ إِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ . و نيز ياد كن اى عيسى از جملهء نعمتهاى من كه : من ترا كتاب و حكمت در آموختم گفتند : مراد بكتاب جنس است يعنى كتب ، و گفته‌اند : كتابت ، و گفته‌اند : مراد