أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

13

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بود يا آزاد ، بزرگ بود يا كودك ، مبدى بود يا معيد ، صيد از طيور بود يا از وحوش ، از بزرگان بود يا از خردان ، مصرّ بود يا پشيمان ، بشب بود يا بروز ، محرم بحجّ بود يا بعمره ؟ - يحيى اكثم چون اين بشنيد متحيّر شد و كلامش مضطرب گشت و عجز و انقطاع برو ظاهر شد چنان كه اهل مجلس بدانستند مأمون آن جمع را گفت : بدانستيد كه رأى من صائب بود در آنچه ديدم آنگه رو به ابو جعفر محمد تقى كرد و گفت : ميخواهى دخترم را ؟ - گفت : آرى ، گفت : بخواه كه من پسنديدم ترا بدامادى و اگرچه قوم من كاره اين‌اند ابو جعفر گفت : الحمد للّه اقرارا بنعمته و لا إله الّا اللّه اخلاصا لوحدانيّته و صلّى اللّه على محمّد سيّد بريّته و الأصفياء من عترته ، امّا بعد فقد كان من فضل اللّه على الأنام أن أغناهم بالحلال عن الحرام فقال سبحانه : و أنكحوا الأيامى منكم و الصّالحين من عبادكم و إمائكم إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله و اللّه واسع عليم ، آنگه گفت كه : من كه محمد بن على بن موسىام خطبه ميكنم أم الفضل بنت عبد اللّه مأمون را بر مهر جدّه‌ام فاطمهء زهرا عليها السّلام و آن پانصد درم سيم سره است تو بدادى دختر خود را بدين صداق ؟ - مأمون گفت : بدادم محمد تقى گفت . بخواستم و راضى شدم آنگه مأمون فرمود : تا مردم بر مراتب خود بنشستند و غاليه حاضر كردند و حاضران را مطيّب گردانيدند و عوام را نيز نصيب دادند و بفرمود : تا بهر دو سراى خوانها بنهادند تا هر گروهى را بر مراتب عطا دادند و خلعت پوشيدند چون ازدحام پراكنده شد مأمون گفت : يابن رسول اللّه رأيت افتد كه آن مسئلهء فقهى را بيان فرمائى تا ما را فايده دهد ؟ - گفت : آرى ، آنگه گفت : چون محرم صيدى بكشد در حلّ و صيد از ذوات الطّير و مرغان بزرگ باشد برو گوسفندى بود ، و اگر در حرم باشد برو جزا و قيمت باشد مضاعف ، و اگر مرغ بچه باشد برو برّهء باشد ، و اگر در حرم كشد برو جزا و قيمت باشد ، و اگر صيد از وحش باشد اگر خر كوهى بود برو گاوى بود ، و اگر شتر مرغى بود برو شترى باشد ، و اگر آهو بود برو گوسفندى بود ، و در حرم جزا و قيمت لازم شود ، و اگر احرام بحجّ بود اينها بمنا كشد ، و اگر بعمره بود بمكّه كشد ، و جزاى صيد بر جاهل و عالم لازم بود ، و اگر بعمد باشد با وجود جزا مأثوم بود ، و اگر بخطا بود برو