أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
11
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گوسفندى بود ، عمر گفت : من همچنين دانم ، با رفيقى كه با من بود اين حال گفتم گفت : همانا عمر ندانست ، كسى برفت و اين سخن با عمر بگفت ، نگاه كردم مىآمد درّه برگرفته مرا بدرّه بزد و گفت : در حرم صيد كنى و حاكم را متّهم گردانى ! ندانى كه خداى تعالى گفت : [ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ ] فهذا عبد الرحمن و انا عمر ، من براى اين با او گفتم : تا به دو عدل حكم كرده باشم و اين جزاء مثل هدى باشد كه بمكّه برند و در جائى برابر كعبه كه آن را حزوره « 1 » خوانند بكشند چون در احرام عمره لازم شده باشد ، و اگر در احرام حجّ بود بمنا بايد كشت و اگر مثل نيابد طعام ببهاى آن بدهد و بدرويشان دهد يا در برابر آن روزه داشتن يعنى بهاى آن بر گندم تفرقه كند و از هر نيم صاع يكروز روزه بدارد « 2 » اين چرا چنين آمد ؟ - [ لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ ] ، تا بچشد و بكشد عقاب و نكال كار خود ، عفو كرد خداى تعالى از آنچه از پيش گذشت يعنى در جاهليّت از پيش از اسلام يا در ابتداى اسلام ، و هر كه با سر آن شود يعنى دوّم بار صيد كند خداى تعالى او را انتقام كشد و در آن جزا لازم باشد يا نه ؟ دو قول است ، و اين جزاى كفّارت و اطعام و روزه بنزديك عبد اللّه عباس بر وجه تخيير بود و جماعتى ديگر گفتند : نه بر وجه تخيير بود بلكه بر وجه ترتيب است ؛ و اين مذهب ماست اگرچه [ أو ] و موضوع او تخيير را بود ليكن حمل بر ترتيب كنند بدليل خارج ، و خداى تعالى غالب است هيچ چيز برو غلبه نكند و كينهكش است از آنان كه پاى از فرمان او بيرون نهند ، ريان بن شبيب گفت : مأمون رضا را عليه السّلام زهر داد مردمان او را در زبان گرفتند خواست تا آن را تلافى كند و پسرش محمّد تقى عليه السّلام در مدينه بود او را بياورد و اكرام كرد چون عقل و فضل او بديد و علم و حكمت او بدانست رغبتش افتاد كه دختر خود را به دو دهد با صغر سنّ كه او را بود بنو عباس را خبر شد بنزديك مأمون آمدند و گفتند : زينهار اى امير روا بود كه شرفى كه در خانهء ما حاصل شده است ضايع گردانى و از دست
--> ( 1 ) - در نسخ « خروره » و « خروده » و در ابو الفتوح « جزوره » و « جزوزه » . در مراصد - الاطلاع ( در باب حاء مهمله و زاء معجمه ) گفته : « حزورة بالفتح ثم السكون و فتح الواو و راء و هاء كانت الحزورة سوق مكة و دخلت فى المسجد لما زيد و باب الحزورة معروف من ابواب المسجد الحرام و العامة تقول باب غرورة بالعين » براى تصحيح اسم بجاى ديگر نيز رجوع شود . ( 2 ) - جزئى از عبارت مفصل ابو الفتوح است ( رج : جلد 2 ، ص 223 ، س 17 ) .