أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

10

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

است در حالى كه غايب باشد و هيچكس را بر او اطّلاعى نباشد در صيد كردن پس هر كه او تعدّى كند و پاى از فرمان خداى تعالى بيرون نهد پس از آنكه خداى نهى كرد از صيد او را عذابى بود دردناك در دنيا و آخرت . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 95 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكِينَ أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ ( 95 ) اى مؤمنان و گرويدگان صيد مكنيد در آنحال كه محرم باشيد و در حرم باشيد و هر كه از شما صيدى بكشد بعمد ، زهرى گفت قرآن « 1 » بر عمد آمده است سنّت بر خطا ، چون بعمد كشد بر او بود جزاى آنچه كشته بود از چهار پايان يعنى جزاى آنچه كشته بود بعمد عبد اللّه عباس و مجاهد گفتند كه : مراد به [ مثل ] شبه خلقت است چنان كه اگر شتر مرغى كشته باشد به او شترى باشد ، و اگر گاو كوهى گاوى ، و اگر آهو گوسفندى ، و روايات اصحاب ما بر اين است ، و اگر مثل نيابد قيمت آن معلوم كند و بهاى آن بگندم بدهد و بدرويشان دهد ، هر درويشى را نيم صاع اگر بر شصت بيفزايد يا بكاهد برو بيش از آن نبود « 2 » و اگر ندارد از هر نيم صاع روزى روزه دارد جزاى مثل آنست كه دو مرد عادل بر او حكم كنند از اهل بصيرت قبيصه بن جابر « 3 » گفت : سالى چنان افتاد كه نماز ديگر بكرديم و راحله بر دست گرفتيم و پياده ميرفتيم آهوئى پيدا شد من سنگى بر گرفتم و به دو انداختم خون آلوده شد و بيفتاد و بمرد چون بمكّه رسيديم از عمر خطاب پرسيديم كه اين را چه حكم باشد ؟ - عبد الرحمن عوف در برابر او نشسته بود او را گفت : درين مسئله چه گوئى ؟ - گفت : به روى

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « اقرار » . ( 2 ) - نص عبارت ابو الفتوح است ضمن بيان مفصلى ( جلد دوم چاپ اول ص 223 ؛ س 17 ) . ( 3 ) - در قاموس و خلاصهء تذهيب الكمال قبيصة بن جابر را در عداد صحابيان شمرده است و « قبيصه » بفتح قاف و كسر باء موحده و سكون ياء مثناة تحتانى و صاد مهمله و هاء در آخر از اعلام معروفه در عرب است .