أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

89

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ميخوانند و رسول خداى در ميان شما است و اين آيت دليل ظاهر است بر بطلان قول مجبّره و نيز مجبّره را رسد كه گويند : چگونه كلامى بما فرستى چون قرآن بر دست رسولى چون محمّد با صد هزار حجّت و برهان آنگه ما را منع كنى بقهر از ايمان دلهاى ما را خراب گردانى بجحود و كفران آنگه از ما تعجّب نمائى و گوئى كه : [ وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ ] تعجّب از ما نمىبايد كرد از تو مىبايد كرد كه اگر بجاى يك كتاب پنجاه باشد و بجاى يك رسول صد باشد و تو مانع باشى از ايمان و حامل باشى بر كفر و عصيان ما را هيچ غنائى و سودى نباشد نعوذ باللّه من هذه المقاله . قتاده گفت : در آيت دو حجّت عظيم است يكى كتاب خداى و دوّم رسول خداى ، رسول خداى برفت و كتاب خداى ماند و اين همه بر اهل مجبّره روان « 1 » نيست از آنكه اگر كلام است بذات او قائم است و اگر رسول است بمرگ از رسالت معزول است چون او از دعوت معزول است خواجه به ترك اجابت معذورست پناه با خداى ده ازين مقالت تا مهتدى شوى كه : [ وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ ] هر كه دست در دين خداى زند راه راست يابد يعنى با او الطافى كنند كه عند آن راه حقّ او را روشن شود و روا بود كه معنى اين بود كه هر كه ايمان آرد و دست در دين خداى زند او را راه بهشت نمايند . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 102 تا 103 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ( 102 ) وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ( 103 ) مقاتل حيان گفت : از ميان أوس و خزرج در جاهليّت كارزارى بود و عداوتى چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمدينه آمد ميان ايشان صلح افكند و هر دو يكى شدند يك روز دو مرد از أوس و خزرج با يكديگر مفاخرت كردند از اوس ثعلبه بود و از خزرج اسعد زراره اوسى گفت : خزيمهء ثابت ذو الشهادتين و حنظله از ماست خزرجى گفت : ابى كعب و معاذ جبل و زيد بن ثابت از ماست و ميان ايشان در مفاخرت حديث

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى « روان » بخلاف ساير نسخ و تفسير ابو الفتوح كه در آنها « روا » .