أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

90

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بسيار رفت تا خزرجى گفت : اگر رسول خداى نيامده بودى ما شما را كشته بوديم و فرزندان شما را برده كرده و زنان شما را بىمهر نكاح كرده اوسى گفت : پيش از اسلام چرا اين نكرديد كه از بيم ما از خانه بيرون نيارستى آمدن تا كار بسلاح انجاميد و درهم افتادند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيامد و ايشان را از هم باز كرد و صلح داد خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان از خداى بترسيد حقّ ترسيدن وى ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : [ حَقَّ تُقاتِهِ ] أن يطاع فلا يعصى ، و ان يذكر فلا ينسى ، و أن يشكر فلا يكفر ، حقّ ترسيدن او آن باشد كه طاعتش كنند بىعصيان و ذكرش كنند بىنسيان و شكرش كنند بىكفران . مفسّران گفتند : چون اين آيت آمد صحابه گفتند : يا رسول اللّه و من يقوى على هذا ؟ - و كيست كه قوّت و طاقت اين دارد ؟ - حقّ تعالى آيت فرستاد « فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ » و به او اين آيت منسوخ شد آنگه گفت : كه نبايد كه مرگ بشما آيد الّا و شما مسلمان باشيد گفته‌اند ؟ - الّا و انتم مفوّضون أمركم الى اللّه ، كارها با خداى افكنده باشيد فضيل گفت : محسنون الظّنّ باللّه گمان نيكو بريد بخداى ابن عباس گفت كه : رسول خداى گفت : [ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ] فلو أنّ قطرة من الزّقوم قطرت فى الارض لا مرّت على اهل الارض معيشتهم فكيف به من هو طعامه گفت : اى مؤمنان از خداى بترسيد سزاى ترسيدنش و نبايد كه مرگ بشما آيد الّا و شما مؤمن مخلص باشيد كه اگر قطرهء زقّوم دوزخ بر زمين چكد زندگانى بر اهل دنيا تلخ شود چگونه بود حال آنكس كه همهء طعامش از آن باشد ؟ . . . ! آنگه گفت : اى بندگان من دست در رسن من زنيد همه طاعت من نگاه داريد ، بعهد من وفا كنيد ، بر كلمهء من مجتمع باشيد . سدى و قتاده گفتند مراد قرآنست دست در قرآن زنيد حارث اعور گويد : در مسجد رسول شدم مردم را ديدم در اختلاف و احاديث افتاده بنزديك أمير المؤمنين عليه السّلام آمدم گفتم : يا أمير المؤمنين مردمان در گفت و گوى افتاده‌اند گفت : شنيده‌ام از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فتنهء بباشد ، گفتم : يا أمير المؤمنين خلاص ازو بچه باشد ؟ - گفت : بكتاب اللّه فان فيه نبأ ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم ما بينكم ، هو الفصل ليس بالهزل ، هو حبل اللّه المتين و النّور المبين و الشّفاء النّافع عصمة من تمسّك به و نجاة من تبعه در حديثى دراز گفت : خلاص ازين فتنه بكتاب خداى باشد كه درو حديث پيشينگانست و خبر باز پسينان و