أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
5
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
از بهر آن گفت كه مرجع متشابه با او بود و حمل متشابه برو كنند امّهات نگفت براى آنكه اين آيات درين حكم چون يك آيت است و آيتهاى ديگر متشابه بهم ماننده ، و متشابه آنست كه مراد ازو مشتبه باشد و از ظاهرش معلوم نگردد ربيع و سدّى گفتند : محكم ناسخ است كه برو عمل بايد كرد و متشابه منسوخ است كه به او ايمان بايد آوردن و عمل نبايد كردن . عبد الله عباس گفت : محكم حلال و حرام و فرائض و احكام است و متشابه امثال و مواعظ . و گفتهاند كه : محكم آن باشد كه علما تأويل آن دانند و متشابه آن بود كه تأويل آن ندانند . و بدانكه قرآن همه محكم است از يك وجه و همه متشابه است بوجهى ديگر امّا آنكه جمله محكم است « الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ » معنى او آنست كه آياتش جمله محكم است هيچ نقص برو راه نيابد و متناقض نشود ؛ لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه ، و آنكه جمله متشابه است چنان كه گفت : كتابا متشابها ، يعنى بهرى ببهرى ماند در احكام و اعجاز . و بروايتى ديگر از ابن عبّاس متشابه حروف تهجّى است كه در اوائل سور است جماعتى جهودان بنزديك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند كه : ما شنيديم كه از جملهء آنچه فرو آمد به تو [ الم ] است بخداى بر تو كه چنين است ؟ - گفت : چنين است ، گفتند : كه اگر اين درست است چنان مينمايد كه ملك أمّت تو هفتاد و يك سال باشد و اين از حساب جمل است الف يكى باشد و لام سى بود و ميم چهل ، هفتاد و يك باشد . آنگه گفتند : اى محمّد از اين جنس ديگر هست ؟ - گفت : « المص » گفت : « 1 » اين بيشتر است صد و شصت و يك سال است و ليكن دگر هست ؟ - گفت « المر » گفتند : اين بيشتر است و دويست و هفتاد و يك است بر ما مشتبه شد ندانيم كه بر كدام گيريم بر كمتر يا بيشتر و ما به اين ايمان نياريم خداى تعالى اين آيت فرستاد [ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ ] او آنخدايست كه بر تو آياتى محكم فرستاد كه آن اصل كتابست و ديگرى متشابه امّا آنكسانى كه در دلهاى ايشان زيغى و ميلى و كژى باشد و شكّى بود از پى آن روند كه متشابه بود چرا ؟ - براى طلب فتنه يعنى شرك و كفر و
--> ( 1 ) - يعنى گفتند از قبيل اطلاق مفرد بر جمع چنان كه در سراسر تفسير ابو الفتوح به نظر ميرسد .