أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

63

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و اگر شما اين كنيد هلاك شويد و بر پشت زمين هيچ ترسا نماند كه من در وى نگريدم رويها ديدم كه اگر از خداى بخواستندى تا كوهها را از جاى بر كند اجابت كردى و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : به آن خداى كه جان من بامر اوست كه عذاب فرو آينده بود بر نجران اگر ملاعنه كردندى و خداى ايشانرا با خوك و بوزينه كردى و ازين كوه آتشى بر آمدى و همه را بسوختى و از قبيلهء ايشان هيچ جانور نماندى تا مرغان بر درختها و سال برنگشتى كه بر پشت زمين يك ترسا بودى معنى آيت [ فَمَنْ حَاجَّكَ ] پس اى محمّد هر كه با تو خصومت كند در حقّ عيسى پس از آنكه علم اليقين به تو آمد در حقّ او بگوى كه : بيائيد تا ما پسران خود را بخوانيم و شما پسران خود را و باتّفاق مراد حسن و حسين است و اين آيت دليل است بر آنكه ايشان فرزندان رسول‌اند و اخبار از طريق مخالف و مؤالف برين متظاهر است و ايشان را گفت : ابناي هذان ريحانتاي من الدّنيا ، در خبر مىآيد كه : در صفّين روزى از روزها محمّد حنفيّه جنگ نيكو كرد امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : اشهد أنّك ابني حقّا گواهى مىدهم كه تو پسر منى بحقيقت ، گفتند : اى امير المؤمنين حسن و حسين نه چنين‌اند ؟ - گفت : هما ابنا رسول اللّه ، ايشان پسران پيغمبر خداىاند و هم دليل است بر آنكه دختر زاده فرزند باشد و ما زنان خود را بخوانيم و شما نيز زنان خود را بخوانيد و باتّفاق مراد بزنان در آيت فاطمهء زهراست تنها و اين دليل است بر شرف او و رسول را نفرمودند كه از جملهء زنان كه داشت هيچكس را با خود بمباهله برد و اگر چه اين لفظ ايشانرا متناول بود براى آنكه صلاحيت آن مقام او را بود ديگر آنكه نسب با وصلت سبب برابر نبود پس درين لفظ دليل بود كه فاطمهء زهرا از جملهء زنان به بود . و ما نفس خود را بخوانيم و شما نيز نفس خود را ، اين معنى از ميان مرد و نفس صورت نبندد پس لابدّ كه مجاز بود و مورد او بر مبالغه بود يعنى بخوانيم كسى را كه حكم نفس او حكم نفس ما باشد و آنچه ما را باشد او را باشد و آنچه بر ما باشد برو باشد حكم او در عصمت و طهارت و غنا و كفايت حكم ما باشد پس همچنان باشد كه من او باشم و او من باشد و اين كنايت از غايت اختصاص و محبّت و قربت باشد تا دو دوست در دوستى چون بغايت باشند گويند كه : ايشان متّحد شدند اگر به صورت دواند بمعنى يكى .