أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
50
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اسرائيل كه گويد عيسى : من آمدهام بنزديك شما با آيتى و علامتى كه دلالت است بر تصديق من و آن آنست كه بكنم از بهر شما از گل چيزى بر هيئت و شكل مرغى پس باد در دمم مرغى شود بفرمان خداى ، گفتهاند كه : بر شكل خفّاش كردى و تخصيص خفّاش براى آن است كه او از مرغان تمام خلقتر باشد از بهر آنكه او را پستان بود و دندان دارد و حيضش افتد و پرنده است در خبر چنين است كه عيسى بر شكل خفّاش بكردى و بدهن باد در دميدى آن پارهء گل مرغى زنده شدى و بپريدى وهب منبّه گفت : تا مردم در او نگريدندى مىپريدى و چون ناپديد شدى بيفتادى تا فرق بود ميان آنكه مبتدأ خداى آفريده بود و آنگه بدعاى عيسى و معجزهء او كرده باشد گفت : اى عيسى توانى كردن ؟ - گفت : آن كنم كه جملهء اطبّاء از آن عاجز باشند نابيناى مادرزاد را نيكو گردانم علّت برص از ابرص منقطع كنم خداى تعالى هر پيغمبرى را كه معجزى داد از جنس آن داد كه در روزگار او تعاطى ميكردند در عهد عيسى عليه السّلام همه بطبّ مفاخرت كردندى و صنعت ايشان اين بود و متّفق بودند كه بعلم طبّ اين دو را دوا نتوان كرد عيسى گفت : با آنكه شما روزگار و عمر خود درين علم صرف كردهايد از علاج اين دو علّت عاجزيد من بىآنكه مباشرت اين كار كنم يا دارو و دوائى پيش آورم بفرمان خداى و اجابت او اينها درست كنم ايشان گفتند : ما نيز بروزگار معالجهء اين بكنيم گفت : جنس آن نباشد كه من ميگويم كه ابرء و اكمه و ابرص خود چه باشد چه بفرمان خداى تعالى چيزى كنم كه جز خداى بر آن قادر نباشد گفتند : چه كنى اى عيسى ؟ - گفت : مرده را زنده كنم و دعا كنم تا خداى اينان را شفا دهد و مردگان را زنده گرداند . در اخبار چنين آمده است كه عيسى عليه السّلام چهار كس را زنده كرده است يكى عازر را و او دوست عيسى بود ببعضى ديهها بيمار شد و خواهر را بر عيسى فرستاد بيامد و گفت : يا روح اللّه دوست تو عازر سخت رنجور است فلان جاى و از ميان عيسى و او سه روزه راه بود برخاست با اصحابش بدان جايگاه آمد عازر سه روز برآمده بود كه مرده بود و دفن كرده او را بسر گور او بردند ، بر سر گور بايستاد و دعا كرد و گفت : اللهمّ ربّ السّماوات السّبع و الارضين السّبع إنّك أرسلتنى الى بنى اسرائيل أدعوهم الى دينك