أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
49
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 47 ] قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 47 ) مريم گفت در جواب جبرئيل : اى بار خدايا مرا فرزند از كجا باشد و چگونه باشد ؟ - فرزند بىمرد از هيچ زن حاصل نشود و دست هيچ آدمى به من نرسيده است اين بر سبيل تعجّب گفت از آنكه چيزى شنيد كه خارق عادتست خداى تعالى يا جبرئيل بر قول آنان كه گفتند : مراد بربّ جبرئيلست از آنكه « ربّ بمعنى سيّد و مهتر است گفت كه : همچنين است كه تو ميگوئى أمّا خداى تعالى قادر الذّات است بيافريند آنچه خواهد و بر آن وجه كه خواهد با مرد و بىمرد برو متعذّر نبود و او چون حكم كند كارى را آن باشد كه گويد « كن بباش » آن بباشد و اين عبارتست از نفى تعذّر تا در امكان و تسهيل چنان باشد برو كه يكى از ما گويد : « كن » او را هيچ رنجى نرسد همچنين خداى تعالى بىكلفتى و مشقّتى هر چه خواهد بباشد و گفتهاند كه : اين امر تكوينست چون صادر گشت در وجود آيد آنچه مراد خداى بود . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 48 تا 49 ] وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ ( 48 ) وَ رَسُولاً إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 49 ) و بياموزد يا بياموزيم او را كتاب يعنى عيسى را ابن جريج گفت : مراد كتابتست ما او را نوشتن بياموزيم ابو على گفت : كتابى ديگر بود جز توراة . و حكمت و گفتهاند : مراد علم است و گفتهاند : حكمت خاصتر است براى آنكه حكمت نوعى از انواع علم باشد حكمت و توراة و انجيل به دو آموزيم و او را رسول گردانيم بنزديك بنى اسرائيل اوّلين پيغمبران بنى اسرائيل يوسف بود و آخرين عيسى انس مالك روايت كند از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه او گفت : مرا بر اثر هشتهزار پيغمبر فرستادهاند چهار هزار از بنى