أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

43

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

شدند و همسايگان را از آن بفرستاد فاطمهء زهرا عليه السّلام گفت : چون اينهمه از آنجا بخوردند و خرج كردند پنداشتى كه همچنان بر حالت خود مانده است از آنكه خداى تعالى بركت در آن نهاده بود . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 38 تا 39 ] هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ ( 38 ) فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ( 39 ) مفسّران گفتند : چون زكريّا چنان ديد كه خداى تعالى روزى بمريم مىرساند و او را در تابستان ميوهء زمستان و در زمستان ميوهء تابستان ميدهد او را رغبت افتاد كه خداى تعالى او را نيز فرزندى دهد اگر چه او پير بود و اهل او عاقر شده و از آن در گذشته كه او را فرزند باشد دانست كه بر خداى آسان بود دعا كرد و تضرّع نمود و گفت : اى بار خداى مرا از نزديك خويش فرزندى پاك بخش و پاكيزه و مبارك تقىّ و پرهيزگار و صالح كه توئى آنخداى كه شنوندهء دعائى و اجابت كنندهء آن انس بن مالك روايت كرد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هر مردى كه بميرد و نسلى صالح رها كند خداى تعالى بهر عملى صالح كه ايشان كنند همچندان عمل ثواب كه ايشانرا دهد بىآنكه از ثواب ايشان چيزى بكاهد به دو دهد پس آواز دادند زكريّا را فرشتگان و مراد بدين جبرئيل است زكريّا پيغامبرى مرسل بود و سر احبار و صاحب قربان بود و كليد عبادت خانه بدست او بود او در مسجد نماز ميكرد و مردم منتظر بودند تا او در بگشايد نگاه كرد برنائى را ديد با جامهء سفيد و آن جبرئيل بود ندا كرد زكريّا را زكريّا بترسيد او گفت كه : اى زكريّا و زكريّا در محراب يعنى در مسجد استاده بود نماز ميكرد گفت : خداى ترا بشارت ميدهد بفرزندى يحيى نام ؛ گفته‌اند كه از بهر آن يحيى نام نهاد او را كه عاقرى و نازايندگى مادر او به او زنده شد قتاده گفت : از بهر آنكه دل او بايمان زنده كرد و بعصمت زنده كرد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : يحيى زكريّا معصيت نكرد و همّت معصيت نكرد . زين العابدين را گفتند : جدّت را امير المؤمنين فضلى بگو ؛ گفت : مطوّل گويم يا مختصر ؟ - گفتند : مختصر ، گفت : ما همّ بمعصية اللّه قطّ هرگز همّت نكرد كه خدايرا بيازارد و حسين