أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
417
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
لعنت كردند كافران بنى اسرائيل را بر زبان داود و عيسى مريم و « لعن » طرد و ابعاد باشد از رحمت خداى ، ايشان را بلعنت فرمود بر زبان داود تا قرده شدند يعنى بوزنه « 1 » و بر زبان عيسى تا خوك شدند و اين دو پيغمبر را تخصيص براى آن كرد كه بعد از موسى بودند و از ايشان معروفتر پيغمبرى نبود و ذكر سليمان براى آن نكرد كه دين سليمان دين داود بود و او را شريعتى نو نبود باقر عليه السّلام گفت كه : داود اهل ايله « 2 » را لعنت كرد بعدوانى كه روز شنبه كردند در باب ماهى گرفتن و آن در عهد داود بود گفت : اللّهمّ البسهم اللعنة مثل الرّداء على المنكبين و مثل المنطقة على الحقوين « 3 » خداى تعالى ايشان را با بوزنه كرد و عيسى اصحاب مائده را كه مائده خواستند چون خداى بفرستاد كافر شدند ايشان را لعنت كرد خداى ايشان را با خوك كرد و اين از بهر آن گفت تا ايشان آيس و نوميد باشند از مغفرت مادام كه بر كفر اصرار كنند و ايشان را سودى نكند آنكه ايشان فرزندان پيغمبراناند و ايشان به آن فخر مىآورند ، آنگه فرمود كه : اين لعنت ايشان را بسبب عصيان ايشان بود و تعدّى و تجاوز از امر حقّ به آنكه عصيان و تعدّى كردند ، يكديگر را منع نميكردند از ناشايستى كه ميكردند و آن در شرع و عقل حرام است بد چيزى بود آنچه ايشان ميكردند اين منكر ماهى گرفتن بود روز شنبه و رشوه ستدن در احكام و بهاى پيه كه بريشان حرام بود ندانستند كه چون پيه حرام بود بهاى آن هم حرام باشد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : در بنى اسرائيل چون كسى منكرى كردى يكى بيامدى او را نهى كردى او باز ناستادى از آن بر دگر روز چون او را بديدى با او اختلاط و مؤاكله و مشاربه كردى و ازو تبرّا نكردى چون خداى تعالى ازيشان چنين ديد دلهاى ايشان را بر يكديگر زد و لعنت كرد ايشان را بر زبان داود و عيسى مريم و ازيشان قرده و خنازير ساخت به آن خداى كه جان من بامر اوست كه امر معروف
--> ( 1 ) - « بوزنه » لغتى است در بوزينه كه ميمون باشد . ( 2 ) - در مراصد الاطلاع گفته : « ايله » بالفتح مدينة على ساحل بحر القلزم مما يلى الشام قيل : هى آخر الحجاز و اول الشام و هى مدينة اليهود الذين اعتدوا فى السبت و اليها يحتاج حجاج مصر و ايلة موضع برضوى و هى جبل ينبع بين مكة و المدينة » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) آن را چنين معنى كرده ( ج 2 چاپ اول ، ص 205 ؛ س 19 ) : « بار خدايا لعنت كن ايشان را لعنتى مشتمل بر ايشان ( كه ) چون ردا بدوشها فرود آيد و چون كمربند بميانشان در آيد » .