أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

380

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بتهكّم و استهزا در آيند و گويند منافقان را : آيا اينان‌اند آن جماعت كه سوگندان خورند بخداى ؛ غايت سوگندان ايشان كه ما با شماايم و از شماايم آنگه روى دريشان نهند و ايشان را گويند : كردارهاى ايشان كه پنداشتند كه نيكوست همه ضايع و باطل گشت و ايشان خاسر و زيان كار گشتند « 1 » . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 54 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ ( 54 ) آيت اقتضاى آن مىكند كه سبب او ارتداد قومى بوده است كه در اسلام آمده‌اند و آنگاه از اسلام برگشته ، و مؤمن مرتدّ نشود مرتدّ آنكس شود كه اظهار ايمان كرده باشد به زبان و در دل ايمان ندارد و مظهر ايمان را مؤمن خواند بر سبيل توسّع چنان كه گفت : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » و لفظ [ منكم ] خطاب است بآنانكه مرتدّ شوند ايمان به زبان دارند و در دل ندارند و در تواريخ آورده‌اند كه : سيزده قوم مرتدّ شدند سه در عهد رسول و ده قوم پس از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . آنان كه در عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودند جماعتى از بنى مدحج بودند رئيس ايشان را نام ذو الخمار و لقب اسود ، مردى كاهن و مشعبد بود بيمن برخاست و دعوى نبوّت كرد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باذان « 2 » را بر يمن و حوالى يمن والى كرده بود و او اوّلين كسى بود از ملوك عجم كه

--> ( 1 ) - پوشيده نماناد كه از اينجا ببعد يعنى از اول اين آيه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ » يك نسخهء خطى از تفسير شريف ابو الفتوح ( ره ) كه متعلق بنگارنده است مورد استفاده در تصحيح اين كتاب قرار ميگيرد پس در هر جا از ذيل صفحات كه بگوئيم « نسخة خطى تفسير ابو الفتوح » مراد اين تفسير است فليتفطن . ( 2 ) - ابن الاثير در اسد الغابه گفته : « باذان الفارسى من الابناء و هم من أولاد - الفرس الذين سيرهم كسرى انوشروان مع سيف بن ذى يزن الى اليمن لقتال الحبشة فأقاموا باليمن و كان باذان بصنعاء فأسلم فى حياة النبى صلى اللّه عليه ( و آله ) و سلم و له اثر كبير فى قتل الاسود العنسى و قد أتينا على خبره فى الكامل فى التاريخ ذكره ابن الدباغ الاندلسى » و ابو الفتوح ( ره ) نسبت به « اسود » نامبرده چنين گفته : « از جملهء آنان كه در عهد رسول عليه السلام مرتد شدند جماعتى بودند از بنى مذحج و رئيس ايشان ذو الخمار بن عبهلة بن كعب العنسى بود و لقب او اسود بود او مردى بود كاهن و مشعبد تا آخر آنچه در متن تفسير حاضر ملاحظه مىشود .