أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

379

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

غايت تحذير است تا مؤمنان با كافران مخالطت نكنند چه اگر كنند ازيشان باشند و خداى تعالى هدايت نكند ظالمان را به راه بهشت و آن حكم نكند كه مؤمنان را كند از حسن ثنا و مدح و نصرت بر اعدا . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 52 ] فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ ( 52 ) آنگه خطاب كرد با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و گفت : مىبينى تو اى محمّد آنان را كه در دل بيمارى دارند و شكّ و نفاق شتاب زدگى مينمايند و تعجيل ميكنند در حقّ جهودان و ترسايان يعنى عبد اللّه أبىّ سلول و غير او ميگويند كه ما مىترسيم از آنكه دايره و نكبتى بما رسد و دستى بود ايشان را بر ما ؛ خداى تعالى بريشان ردّ كرد و اميد داد مؤمنان را و گفت : شايد كه خداى تعالى شما را فتح و ظفر دهد بر ايشان و درهاى رحمت و ظفر بر شما بگشايد و مكّه و غير آن از شهرها بر شما بگشايد يا كارى و فرمانى از نزديك خود كه در آن اعزاز « 1 » مسلمانان باشد و اذلال كفر ، گفتند كه : مراد اذلال منافقان است باظهار اسرار ايشان در نفاق ابو على گفت : مراد مرگ منافقان است براى آنكه چون اعلام و امارات مرگ ظاهر شود بر نفاق و اضمار كفر پشيمان شوند چون بدانند كه بازگشت ايشان با كجاست آنگه بر آن نفاق كه در سرّ و ضمير داشتند پشيمان شوند و پشيمانى سود نكند مرايشان را در آن حالت . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 53 ] وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ ( 53 ) حقّ تعالى خبر داد كه چون حال اين حال باشد كه خداى تعالى براى مؤمنان كارى و تعبيهء سازد و منافقان ذليل و پشيمان شوند و سرّ نفاق ايشان بر صحراى فضيحت افتد مردمان

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) ( چاپ اول ج 2 ص 167 ؛ س 4 ) اين كلمه را بغلط « باغراض » نوشته‌اند و سر اين قبيل اغلاط در كتب خطى قدما كه به نظر ميرسد آنست كه يكى املاء و قرائت ميكرده و ديگرى مينوشته است پس او « اعزاز » را بسبب قلت معلومات « اعزاض » نوشته و مستنسخ دوم نيز به جهت غفلت از حقيقت امر آن را « اغراض » خوانده .