أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
339
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
تو بشكستند در عهد موسى هم اين كردند [ فَبِما نَقْضِهِمْ ] بسبب شكستن عهد و پيمان ايشان بود نه به چيزى ديگر كه ما ايشان را لعنت كرديم و از درگاه خود دور گردانيديم و ايشان را مسخ كرديم و دلهاى ايشان بر سبيل عقوبت سخت گردانيديم به آن كه الطافى كه عند آن دلهاى ايشان نرم شود با ايشان نكرديم بر وجه خذلان آنگه گفت كه : كلمهها را و سخنها را از مواضعش بمىگردانند به آنكه تأويل او بد ميكنند نه بر وجه راستى و تغيير و تبديل و زيادت و نقصان ميكنند و فراموش كردند و از ياد بگذاشتند نصيب خود از آنچه ايشان را بدان تذكير كرده بودند از ايمان برسول و نعت و صفت او و آن در توراة بگردانيدند و بجاى آن چيزهاى ديگر گفتند و نوشتند و تو پيوسته مطّلع ميشوى بر خيانتى از ايشان يا بر جماعتى خائن از ايشان الّا جماعتى اندك از ايشان كه اين طريق و سيره نداشتند چون عبد اللّه سلام كه اسلام آوردهاند عفو كن از ايشان و از گناهانشان در گذر كه خداى تعالى دوست دارد نيكوكاران را و از جملهء نيكوكارى عفو است از مستحقّ عقوبت ، گفتهاند كه : اين آيت منسوخ است بقوله « قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » و قوله « وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ » و روا بود كه عفو مشروط بود به شرط توبه يا قبول جزيه براى آنكه چون قبول جزيه كرده باشند كس را بر ايشان راهى نبود . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 14 ] وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ ( 14 ) چون ذكر جهودان و نقض عهد ايشان بگفت با ذكر ترسايان آمد و گفت : از آنان نيز كه دعوى ترسائى ميكنند و ميگويند كه : ما ترسائيم در دين ترسائى درست نيستند بگفتار ترسايند چنان كه منافقان گفتند كه : ما مؤمنيم و نبودند الّا به زبان ، ما عهد و پيمان از ايشان بستديم چنان كه از جهودان ستده بوديم ايشان نيز همان معامله كردند كه جهودان كردند از نقض عهد و نسيان و ترك حظّ و بهرهء خود از خير و ايمان به محمّد كه ايشان را بدان تذكير كرده بودند تا لا جرم ميان ايشان عداوت و دشمنى برانگيختيم و در ايشان بستيم و آويختيم تا روز قيامت ميان ايشان دشمنى باشد از ملكائيان و نسطوريان و يعقوبيان و گفتهاند كه : اين دشمنى ميان جهودان و ترسايان است و سبب اضافت اين با خداى از جهت خذلان باشد يا