أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

336

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ترا از من كه نگاه دارد ؟ - گفت : اللّه ، يمنعنى ، خداى مرا نگاهدارد جبرئيل بيامد و گوشهء پر بر سينهء او زد و او را دور بينداخت و تيغ از دست او بيفتاد ، رسول تيغ بر گرفت و بر سر او رفت و گفت : من يمنعك منّى ؟ - كه ترا از من نگاهدارد اين ساعت ؟ - گفت : مرا كس نيست كه از تو نگاه دارد ؛ ترا خداى تو از من نگاهداشت و يارى كرد و مرا خدائى نيست كه يار من بود و گفت : و أنا أشهد ان لا إله الّا اللّه و أنّك رسول اللّه ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان و گرويدگان ياد كنيد نعمت خداى را بر شما چون قصد كردند و همّت نمودند كه بر شما تطاول كنند و دست درازى نمايند خداى تعالى دستهاى ايشان را از شما منع كرد و باز داشت و دست اذيّت و بليّت ايشان از شما كوتاه گردانيد از خداى بترسيد باداى طاعات و اجتناب معاصى و برو توكّل كنيد تا مهمّات شما كفايت كند پس بايد مؤمنان برو توكّل كنند و او وعده داد كه هر كه برو توكّل كند مهمّاتش را كفايت كند . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 12 ] وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ( 12 ) حقّ تعالى درين آيت باز گفت آن عهد و پيمانى كه بر بنى اسرائيل گرفت به او امرى كه ايشان را كرد در كتابهاى ايشان و [ ميثاق ] سوگندى مؤكّد باشد و بنى اسرائيل فرزندان يعقوب عليه السّلام‌اند و آن دوازده فرزند بودند در هر سبطى از اسباط ايشان نقيبى بداشت چه هر فرزندى سبطى شدند و ازيشان قومى بسيار پديد آمدند حقّ تعالى براى آن تا خلاف نباشد ايشان را از هر سبطى نقيبى برانگيخت اى عجب در يك عهد براى دوازده سبط دوازده نقيب بايست پس براى چندين خلايق كه عدد ايشان جز خداى نداند چگونه دوازده نقيب نبايد ؟ ! نقبا دوازده بودند ائمّه هم دوازده‌اند : الائمّة من بعدى عدد نقباء بنى اسرائيل ، نقيب گفته‌اند كه : پايندان « 1 » و عاقلهء قوم بود و امين و استوار و گفته‌اند : رئيس باشد و ايشان را

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « پايندان بفتح ثالث بر وزن آصفخان ضامن و كفل و ميانجى كننده را گويند » .