أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

331

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ثواب او را بر طاعات بسود و عقاب او را بر معاصى بزيان بازارگان جعلنا اللّه من الفائزين برحمته . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 6 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 6 ) ميگويد كه : اى مؤمنان چون خواهيد كه برخيزيد تا نماز كنيد رويهاى خود بشوئيد و دست‌هاى خود تا وارن « 1 » بشوئيد و مسح سر كنيد و مسح پايها تا بكعبين و در آيت دليل است بر آنكه طهارت در وقت نماز واجب است و پيش از آن واجب نيست از بهر آنكه معلّق گردانيده است اين طهارت را بوقت قيام نماز و قيام به آن پيش از وقت جايز و مجزى نبود عبد اللّه عبّاس و جمعى گفتند كه : مراد اينست كه چون برخيزيد از بهر نماز و شما بر طهارت نباشيد روى بشوئيد و بعضى ديگر گفتند كه : چون از خواب برخيزيد براى نماز روى بشوئيد و گفتند كه : در بدايت اسلام عند هر نمازى وضو واجب بود خداى تعالى آن حكم منسوخ كرد بتخفيف ، بريدهء اسلمى روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عند هر نمازى وضو تازه كردى تا به آن سال كه فتح مكّه بود آن سال چند نماز بكرد بيك وضو عمر خطّاب گفت : يا رسول اللّه هرگز چنين نكردى ؟ - گفت : خواستم تا مردمان بدانند كه : وضو نزد هر نمازى واجب نيست و « غسل » روان گردانيدن آب بود و حدّ روى از رستنگاه موى تا زنخدان آنجا كه موى در نشيب مىافتد يك بار شستن واجب است به ظاهر آيت و دوّم بار سنّت است باخبار متواتره و دستها شستن از وارن تا سر انگشتان همچنين و ابتدا بمرفق كند ، و جواز عكس اين روايت كرده‌اند و مسح بر پيش سر كردن به مقدار آنكه نام مسح برو افتد واجب بود و به مقدار سه انگشت بهم باز نهاده سنّت است و مسح پاى از سر انگشتان پاى تا بكعبين ، و « كعب » استخوان پشت پاى

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « وارن بفتح ثالث بر وزن قارن آرنج را گويند كه بندگاه ساعد و بازو باشد و به عربى مرفق گويند و بكسر ثالث هم به اين معنى است » .