أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
321
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خداى تعالى حلال بكرده است قتال مشركان در ماه حرام و جز ماه حرام [ وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ ] اگرچه عامّ است مخصوص باشد بمشركان . [ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ] و نبايد كه دشمنى قومى كه شما را از مسجد حرام و از خانهء خداى بازداشته باشند عام الحديبيه بر آن دارد كه تعدّى كنيد و ظلم و حرمت حرم نگاه نداريد ابو نجيح « 1 » روايت كرد از مجاهد كه : سبب نزول آيت آن بود كه روز فتح مردى مؤمن را بكشتند در عرفات كه حليف ابو سفيان بود و حواله كردند كه او را حلفاى رسول كشتهاند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : لعن اللّه من قتل بذحل الجاهليّة ، گفت : لعنت خداى بر آن باد كه او بكينهء جاهليّت كسى را بكشد و خداى تعالى اين آيت فرستاد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : الا انّ كلّ دم و مال و مأثرة كانت فى الجاهليّة فانّها تحت قدمىّ هاتين الّا سدانة الكعبة و سقاية الحاجّ ، هر خونى و مالى و عملى كه در جاهليّت بود همه در زير پاى من است يعنى آن را حكمى نيست الّا خدمت كعبه و رعايت سقاية الحاجّ كه آن برقرار خود رها كرديم آنگه امر كرد مكلّفان را و فرمود كه : معاونت و مظاهرت و يارى كنيد يكديگر را بر برّ و تقوى و پرهيزگارى يعنى خويشتن نگاه داشتن از عقاب خداى بنا كردن فعلى كه مستحقّ عقاب شويد به آن و يكديگر را يارى مكنيد بر اثم و عدوان و [ اثم ] هر معصيتى باشد كه از فاعلش تعدّى نكند بغيرى و [ عدوان ] معصيتى بود كه تعدّى كند چون ظلم و قتل و غضب و رسول گفت : برّ آن باشد كه دل تو به آن منشرح گردد و آن را قبول كند و اثم آن باشد كه در دل تو اثر نكند و اگرچه مردمان برّ را بر آن فتوى كنند آنگه فرمود كه : از خداى و عقاب وى بترسيد كه خداى سخت عقوبت است و عقاب او سخت است . عجب از ضعيفى كه او از عقاب سخت نترسد چه اگر آدمى از سنگ بود يا از آهن به آتش بس نبود از آنكه آتش دوزخ آن آتش است چنان كه در خبر آمده است كه : اگر اهل دوزخ را در ميان آتش دنيا نهند از راحت و آسايش خوابشان ببرد .
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح : « ابن نجيح »