أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
322
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 3 ] حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 3 ) حقّ سبحانه و تعالى بيان مىكند درين آيت آنچه مجمل گفته است آن را در آيت مقدّم و اين دليل است بر آنكه تأخير البيان عن وقت الخطاب الى وقت الحاجة روا باشد خطاب مىكند با جملهء مكلّفان و ميگويد كه : حرام كرده شد بر شما مردار ، و ميت « 1 » آن باشد كه او را خونى روان باشد از آنچه خوردنش روا بود از حيوانات و ميّت بتشديد مرده باشد از آدميان ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ماهى و ملخ را ميته گفت : ميتتان مباحتان السّمك و الجراد . و حرام كرد خون ، و سبب نزول اين آيت آن بود كه عرب و غير ايشان خون را در رودكانى كردندى و بر آتش نهادندى و بخوردندى و در آيتى ديگر خون را صفت كرد و گفت : خونى ريخته [ أَوْ دَماً مَسْفُوحاً ] تا احتراز باشد از خونى كه با گوشت مختلط بود و با جگر و از وى جدا نتوان كرد و اين هر دو يعنى ميته و دم بر ظاهر عموم است و مراد خصوص زيرا كه هر دو مرده « 2 » حرام نيست چون ماهى و ملخ و هر خونى حرام نيست چون خونى كه به گوشت و جگر آميخته است و نيز حرام است بر شما گوشت خوك مطلقا و هر چه به دو تعلّق داشته باشد و
--> ( 1 ) - نص عبارت ابو الفتوح ( جلد 2 ص 93 س 29 ) : « الميتة و اصل ابن كلمه مشدد است آنگه تخفيف كردند و هر دو لغت است يقال ميت و ميت و سيد و سيد و هين و هين و لين و لين و اصل ميت ميوت بوده است من مات يموت اينجا بتشديد نخواندهاند الا ابو جعفر المدنى و بعضى اهل علم فرق كردند ميان تخفيف و تشديد گفتند : ميت بتخفيف آن را خوانند كه جماد باشد و در او روح نبود و مثله موات و ميت بتثقيل آن را خوانند كه در او روح باشد آنگه از او برود و شاعر گفت فى الجمع بين اللغتين بمعنى واحد . ليس من مات فاستراح به ميت * انما الميت ميت الاحياء » . ( 2 ) - كذا در نسخهء قديمى و غالب سائر نسخ و در بعضى نسخ بر روى « دو » خط زده و « هر مرده » كردهاند .