أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
320
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مداريد شعائر خداى را ابن عبّاس گفت كه : اين مناسك حجّ است كه مشركان بحجّ آمدندى و هدى آوردندى مسلمانان خواستندى تا بر ايشان غارت كنند ، خداى تعالى ايشان را ازين نهى كرد و گفتند كه : مراد محرّمات شرع است كه خداى تعالى حرام كرده است يعنى حلال مداريد ، او امر و نواهى او را بر وفق آنچه گفته است كار بنديد ، و گفتهاند كه : حرام است يعنى حرمت حرم نگاه داريد و آنچه شما را از آن نهى كردهاند در حرم مكنيد و حلال مداريد هدى را كه براى خانهء خداى اشعار كرده باشند كه بر آن غارت كنيد و نيز ماه حرام را حلال مداريد قتال كردن درو ؛ و آن چهار ماه است رجب و ذو القعده و ذو الحجّه و محرّم و نه [ هدى ] را و « هدى » نام آنست كه مردم برانند از اشتر و گاو و گوسفند بر وجه قربان يعنى آن هدى حلال مداريد كه كسى آورده باشد خانهء خداى را تا قربان كند كه آن را غارت كنيد و نه اشترانى كه از براى علامت هدى را نعلينى بر گردن ايشان بسته باشند . بعضى گفتند كه : مراد آنست كه در جاهليّت عادت بودى كه چون مرد از خانه بيامدى روى بخانهء خداى نهادى براى حجّ پارهء چوب سمره در گردن افكندى تا علامت آن بود كه بحجّ خواهد رفتن كس او را تعرّض نكردى و چون بازگشتى قلادهء از موى در گردن خود كردى تا دانستندى كه او از حجّ مىآيد كس او را تعرّض بنرسانيدى و نه قاصدان خانهء حرام را كه خانهء خداست از حجّاج و زوّار و معتمران ؛ ميجويند فضل خداى را و خشنودى وى را يعنى استحلال مكنيد خون و مال آنان كه قصد خانهء خداى كنند از جايها بطلب روزى بر سبيل تجارت و بطلب رضاى خداى بر سبيل حجّ و زيارت . آنگه خداى تعالى اطلاق اين حظر كرد با باحت كه بر ايشان حرام كرده بود صيد كردن چون ايشان را گزيرى نبود از آنچه بيشتر قوت ايشان از آن بود . گفت : چون حلال شويد و از احرام بيرون آئيد صيد كنيد . بيشتر مفسّران بر آنند كه ازين آيت چيزى منسوخ است الّا ابن جريج كه او گفت : از آيت هيچ منسوخ نيست براى آنكه ابتدا بقتال مشركان نشايد كرد در ماههاى حرام الّا كه ايشان ابتدا كنند و اين از باقر عليه السّلام روايت كردهاند و در آنكه اين چيز كدام است خلاف كردهاند . قوىترين اقوال قول آنكس است كه گفت : [ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لَا الْهَدْيَ وَ لَا الْقَلائِدَ وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ ] منسوخ است براى آنكه امّت اجماع كردند بر آنكه