أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
314
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خداست يعنى عيسى آن كلمه است كه فريشتگان بدان بشارت دادند فى قوله « إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ » و گفتند : مراد به كلمه رسالت است و گفتند : براى آنكه عند كلمهء كن بود گفتش كه « كن » بباش ببود ، و براى آنش [ روح ] خواند كه به او زنده باشند چنان كه بروح . [ ألقاها ] بينداخت اين كلمه را بمريم يعنى اعلام كرد او را و بيافريد اندر رحمش ، و روحى است ازو ، يعنى از فرمان خداى كه جبرئيل بادى درو دميد و گفتند : مراد رحمت است و از بهر آنكه او را از باد آفريد نه از آب ، و روح و ريح بيك معنى باشد و گفتند : روح آنجا جبرئيل است يعنى بينداخت اين كلمه بمريم خداى و جبرئيل بامر خداى آنگه امر كرد و گفت : ايمان آريد بخداى و پيغمبران و سه مگوئيد چنان كه بعضى ترسايان گفتند ؛ ازين و از امثال اين باز استيد كه شما را بهتر باشد كه بر حقيقت خداى يكى است منزّه است خداى از آنكه او را فرزندى باشد نه بر حقيقت و نه بر مجاز كه فرزند آن را باشد كه او جسم بود و او كسى را بفرزندى نگيرد كه او خدائى است كه هر چه در آسمان و زمين است او راست و خداى بس است تكفّل كننده خلقان را به آنچه ايشان را بدان احتياج بود . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 172 ] لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعاً ( 172 ) گفت : ننگ ندارد مسيح كه عيسى مريم است از آنكه بنده باشد مر خداى را و نه نيز فريشتگان مقرّب و هر كس كه استنكاف كند و ننگ دارد از بندگى خداى و گردن كشى كند و ترفّع نمايد از عبادت او جمله را حشر كند بر خود يعنى جمع كند همه را در جائى كه آنجا كس را حكمى نباشد مگر خداى را عزّ و جلّ . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 173 ] فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَلِيماً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً ( 173 ) امّا آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند هر يكى را از ايشان بر وفق آنچه كرده باشند از كارهاى نيك مزدهاى ايشان به تمام و كمال بايشان رساند و نيز بر سرى بيرون استحقاق ديگر فضل كند با ايشان بزيادتى درجات و مثوبات و امّا آنان كه ننگ دارند و